تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
تقليل ماده و تسكين درد و تپ نباشد پس اگر غلبه خون باشد بتعجيل تمام رگ قيفال زنند و حجامت با شرط بر پس سر و گردن و كتفها و ساقها به دفعات كنند و سرهاى هر دو گوش را شرط زنند و شربتهاى سرد و كشكاب بدهند و روغن گل به اندك سركه جوشانيده نيم‌گرم چكانند و بفاصله سه تا چهار روز استفراغ به مطبوخ هليلهء زرد و زردآلو و آلوبخارا و شيرخشت و ترنجبين كه مقوى برگ سنا باشد بايد كرد پس شياف ابيض كافورى در روغن گل حل كرده چكانند و يا شير زن تنها در گوش دوشند و از خارج بطحلب و آرد جو و صندل سفيد و كشنيز خشك و گل ارمنى هر يك سه ماشه در آب برگ مكوه سبز و كشنيز سبز و گلاب ضماد نمايند و بعد دو روز لعاب بيخ بشكال با روغن گل بچكانند و طلاى نرد علوى خان به آب مكوه و كشنيز طلا كنند . و اگر غلبهء درد باشد روغن گل و سركه با روغن جوز ماثل قطور نمايند و لعاب بيخ بشكال با روغن بابونه و سركه و آب مكوه طلا كنند و به آب تاتوره ضم كرده بهتر بود و مريض را بمخدرات چون حب الشفا بيهوش داشتن تا انفجار ورم تدبير قوى است و شربت نيلوفر چهار توله و عرق مكوه و كاسنى و گلاب هر يك چهار توله نوشانند و غذا آش جو به شربت بنفشه دهند و چون درد ساكن شود بنا بر پختن لعاب حلبه و تخم مرو و آب پياز خام و شير خر برابر آميخته در روزى هفت هشت مرتبه چكانند تا همان روز پخته شده رو بانفجار آرد بعده به جهت پاك كردن ريم آب گندناى سبز و آب نيب به آب پياز و عسل برابر اندازند به كرات و مرات تا خوب پاك گردد پس جهت اندمال زاج سفيد در مرهم مصرى آميخته در گوش گذارند .

[ مسيحى ]

مسيحى گويد كه اگر وجع از فلمغونى خارج گوش باشد خطر اندك بود . و اگر از فلغمونى در داخل گوش باشد خطر اندك بود و اگر از فلغمونى در داخل گوش باشد در آنجا خطرست به سبب قرب موضع از دماغ و لهذا سزاوارست كه فصد قيفال و حجامت ساقين نمايند و ماء الفواكه كه در آن هليلهء زرد و بنفشه باشد بنوشانند و در گوش آب پوست كدو به روغن گل چكانند و ماميثا در شير دختران حل كرده و اندكى افيون بوران پخته بچكانند . و اگر فلغمونى شديد الحراره و تلهب نباشد بگيرند روغن گل يك جزو و مثل او سركه و هر دو در شيشه كرده بر خاكستر نيم‌گرم نهند تا سركه فانى شود نيم‌گرم در گوش چكانند و يا ماميثا در سركه سائيده در گوش تقطير نمايند . و اگر در اين اندكى زعفران اندازند بهتر باشد . و اگر درد ضعيف باشد و در آنجا تپ نباشد و نه تلهب بگيرند اندك مرهم باسليقون و در روغن ناردين اگر فصل سرما باشد و يا در روغن گل اگر وقت گرما باشد حل كرده در گوش چكانند .

[ شيخ ]

شيخ مىفرمايد كه اگر سبب درد گوش ورم حار غائص باشد و در آن مخاطره است به سبب قرب آن از دماغ تا آنكه ورم جمع شود و ريم كند پس واجب است كه بعد فصد و استفراغ اولًا ملينات مبردات استعمال نمايند و خصوصا شير بتكرار تا روز سوم و همچنين روغن گل مطبوخ بسركهء كه در حار ساذج مذكور شد بعد از آن لعاب حلبه و غيره كه در ذيل علاج اين مسطور شد و آب لبلاب در مثل اين وقت نافع بود و كنجد سوده در اين آزموده است بعده دائم كه او به زيت مائل بحرارت استعمال كنند و بايد كه زيت شيرين باشد و با وجود آن نيم‌گرم بود و پنبه بر سر ميل باريك پيچيده در آن آلوده در گوش به كرات و مرات گذارند و از خارج به ملينات منضجه ضماد نمايند . و اگر درد شديد القوه نباشد و از ابتدا تجاوز كرده باشند بايد كه در گوش پيه روباه يا ورل يا مرهم باسليقون به روغن گل يا به روغن حنا و يا پيه بط يا پيه رخمه يا مرهم از پيه ماكيان و بط چكانند . و هرگاه ورم شديد الحراره نبود در آن دواى معمول از پيه بز گداخته به عسل و ميفختج و زوفاى رطب هر واحد مساوى پيه مذكور آميخته در گوش گذارند و آنچه قوى تر از اين است و به قوت نضج ميدهد اين است مرداسنگ سفيداب هر واحد اوقيه كندر غبار آسيا راتيانج هر واحد سه اوقيه زيت يك رطل پيه خنزير يا پيه بز تازه دو رطل لعاب بزر كتان به قدر كفايت مرهم سازند و گاهى احتياج بمخدرات افتد پس به طريقى كه در بارد ساذج مذكور گردد استعمال نمايند و چون مستحيل بمده گردد لعاب بزر كتان به روغن گل يا روغن بابونه و سائر اشيا كه در به آب قرحه گفته شود استعمال كنند .

[ مجوسى ]

مجوسى گويد كه هر گاه در گوش ورم حار يا بثره عارض شود بايد كه فصد سررو نمايند و اخراج خون به حسب طاقت مريض و سن و مزاج او و وجوب كميت مرض كنند و در گوش شياف ابيض و شير دختران حل كرده چكانند و به دوشيدن شير از پستان در گوش امر كنند كه اين تسكين وجع كند و از خارج گوش اسپغول و آب كاسنى و آب كشنيز و آب عنب الثعلب و مانند آن ضماد به عمل آرند آرد باقلا و آرد جو هر واحد يك جزو نيلوفر و بابونه و اصل السوس هر واحد دو جزو بنفشه و بيخ خطمى هر واحد سه جزو همه را باريك سائيده و به آب عنب الثعلب و روغن بنفشه و آب كشنيز و طحلب سرشته ضماد نمايند و باغذيهء صاحبان تپ اغتذا نمايند و از اغذيه حاره و مبخره منع كنند . و اگر با وى تپ باشد در تبريد افزايند . و اگر ورم بايت تدبير ساكن نشود بدانند كه ورم جمع مىشود و ريم مىكند پس لعاب تخم كتان و لعاب حلبه به شير دختران هر روز به دفعات در گوش چكانند تا آنكه ريم از گوش خارج شود بعد از آن به علاج قروح معالجه نمايند . و اگر ورم تجليل انجامد و از آن بقيه غليظ باقى ماند بابونه و اكليل الملك به آب جوشانيده اندكى از آب آن گرفته به اندك روغن بنفشه نيم‌گرم در گوش چكانند . و اگر اين ادويه را در آفتابه پخته بر سر آن انبوبه نهاده بخار آن به گوش رسانند بدان انتفاع يابند و بقاياى ورم را تحليل كند و آن آب قوى الحراره نباشد بلكه معتدل بود .

[ سعيد ]

سعيد گويد كه اگر از فصد قيفال مانعى باشد حجامت كنند و بعد استفراغ شياف مذكور در قول سابق چكانند و تبريد بيخ گوش به آب حى العالم و آبهاى مذكوره نمايند و تدبير مريض به تدبير صاحبان حمى كنند و از غذا منع سازند پس اگر الم ساكن نشود و ورم تحليل نگردد لعاب اسپغول و لعاب بهدانه و لعاب تخم مرد در گوش چكانند بعده اگر اعراض به غير رشح ساكن شود و ورم
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 477 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )