تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
مرزنجوش بر سر و استنشاق آن و روغن بلسان مفيد بود و بهترين تدابير در ابتدا اين است كه داغ پخته بر شريان صدغين بدون قطع آن دهند تا رگ يسوزد و بعدا داغ سه روز حرام مغز بر آن بمالند بعده پنبه به روغن كنجد آلوده گذارند و هر چند كه از داغ رطوبت بتراود بهتر باشد ليكن در اثناى آن سر رشته پرهيز در دست دارند و تليين طبع لازم شمارند . و به قول شيخ در ابتداى آب فصد شريان پس گوش نافع است . و گويند كه ارسال علق بر صدغين در ابتداى او نافع بود و قبل تنقيه اكحال ملطف و جالى استعمال نكنند و ابتدا به ادويهء لينه مثل اكتحال آب باديان به عسل و زيت نمايند و بعده به تدريج ادويهء مركب از سكبينج و مانند آن به عمل آورند و اكتحال تخم كتم محلل آب است باريك سوده در شهد صاف آميخته به كار برند و دخان كندر نيز براى ابتداى نزول آب از مجربات است و بعضى گل سيوتى برابر كندر گرفته سوده در فتيله پيچيده به روغن كنجد چراغ مى افروزند و دود آن گرفته در چشم ميكشند . و مىگويند كه نزول الماء را زياده شدن نميدهد . و اگر پوست زرد داخلى سنگدان چزر را چون خوب شسته خشك كنند و به مثل او نمك لاهورى سحق بليغ نموده اكتحال كنند نيز عجيب النفع و بالخاصيت مفيد و اكتحال عصارهء آمله هم نافع بود . و به قول قرشى اكتحال آب پياز تنها و با عسل جلا دهد و بسيار مفيد بود و انگزه خوردن و با شهد اندر چشم كشيدن سود دارد و اكتحال سر خفاش سوخته به عسل سخت سودمندست و سرمهء عصارهء درخت باديان و خوردن گلقند برگ صعتر وقت خواب در اثناى استعمال آن نيز در ابتداى نزول مجرب و معمول است و كذا دماغ خفاش يا زغن با عسل آميخته در چشم كشيدن مجرب و اكتحال به روغن آجر براى تحليل آب نازل بى عديل و ديگر ادويهء مفرده و مركبه كه مسطور گردد حسب حاجت به عمل آرند و غذا صاحب اين مرض به اغذيهء خشك چون گوشت كبك و تيهو و مرغ و قليهء خشك مطنجنه و مشويه و نان خشكار و مانند آن كنند و در طعام دارچينى و صعتر و حلتيت و زنجبيل و سداب و باديان تر و آبكامه و عسل داخل كنند و بعد غذا بر تشنگى صبر نمايند و خواب بر غذا و در روز نكنند و مهما امكن از شرب آب منع كنند . و به قول احمد بن ثابت صاحب خيالات منذر نزول الماء از استفراغات قويه و اغذيهء غليظه و آوازهاى بلند و حركات سخت و جماع به جهت خوف نزول آب احتراز كند . و اگر به جاى آب عادت ماء العسل نمايند به غايت مفيد بود و واجب است كه صاحب آواز امتلاى طعام و آب بسيار و شراب و شير و كثرت جماع و حمام متصل و فرياد و دويدن حذر كند و بر خوردن طعام نيمروز اقتصار نمايد و از ماهى تازه نمكسود و فواكه و بقول رطب و حموضات و امراق و لحوم غليظه مثل بقر و جاموش و ميش و ديگر مغلظات و مبخرات مثل عدس و كرنب و گوشت نمكسود و بادنجان و سير و پياز و گندنا و لبنيات و پنير كهنه و امور محدث نزلات و تواتر فصد و حجامت و قى اجتناب ورزد . و اما اگر مريض جوان و گرم مزاج و كثير الدم باشد و احتياج به فصد لازم دانند به فصد اجازت دهند .

نزول الماء كه از صداع شديد حادث شده باشد

اولًا علاج صداع نمايند و بعد از آن به علاج نزول الماء پردازند و علاج نزول الماء حادث از ضربه بر سر تنقيهء رأس و تفتيح سده است و قدح در اين فائده نمىبخشد لما قلنا سابقا .

ذكر ادويهء مفرده و مركبهء يونانيه كه در نزول الماء نافع است :

[ اكتحال مغز ]

اكتحال مغز سر خطاف به آب پياز آميخته و كذا عصارهء خشك باديان به اكحال آميخته و كذا آب باديان كه با ربع آن عسل جوشانيده باشند تا غليظ گردد و كذا عصارهء شقائق النعمان و ماميران و خاكستر پياز عنصل و روغن بلسان و مرجان و اقليميا و شجرهء مريم تنها و به عسل آميخته و كذا رتهء سوده و كذا مغز سر ميش به عسل آميخته و كذا غاريقون و كذا زهرهء فرس الماء سه روز گذاشته به عسل آميخته تا بست و چهار روز و كذا حجر لبنى سوده تا چهار روز و كذا عصارهء فراسيون تنها يا بزهرهء چرز آميخته و كذا زهرهء كلنگ به آب چقندر و برگ مرزنجوش آميخته و كذا فرفيون كه بهترين ادويه نزول است و كذا مر در آب طبيخ كركم و فوتنج و فراسيون حل كرده و كذا آب سداب به اكحال آميخته و كذا خاكستر سرطان و كذا سرمه در آب كمات پرورده و كذا زهرهء بز كوهى يا بلدى خشك كرده سائيده به آب باديان سرشته شياف ساخته و كذا كماذريوس و كذا ذريوس و كذا نفط سفيد و آب برگ انجير دشتى به عسل آميخته و كذا دماغ خلد و زعفران و فلفل سياه به مشك آميخته و كذا سرمه به مشك آميخته و ضماد زهرهء حجل بتكرار به عسل و زيت آميخته و يا زهرهء خروس سياه به دستور آميخته و يا مرزنجوش و يا صبر سوده به آب پخته و يا پنجال باز به روغن سوسن پخته گرداگرد چشم و كذا برگ نرگس خشك سائيده در حنا آميخته بر سر هر واحد نافع نزول الماء نوشته‌اند ديگر هر زهره كه از كبك و كلنگ و شبوط و خطاف و خروس و گنجشك و روباه و خرس و آهو و شير و گرگ و گربه ميسر شود چون خشك نموده قدرى مشك خالص به آن آميخته در چشم كشند سودمند بود و كذا مرارات ديگر مثل مرارهء كفتار و پشه و عقاب و باز و كركس و سنگ پشت برى مخلوط به عسل كه انفع ادويه است و عقرب بحرى و زهرهء بز نر بفراسيون آميخته و زهرهء خرگوش و ماكيان و بقر وحشى هر واحد نافع . ديگر به قول رازى اگر زهرهء شبوط و جدى و حجل خشك كرده سائيده به آب باديان مروق بسرشند و شياف ساخته اكتحال نمايند ابتداى نزول الماء را نافع است ديگر به قول ارجيحانس اكتحال توتياى هندى و اقليمياى ذهبى