خر كنند بهتر باشد جمله را در شيشه كرده بجنبانند تا كه بهم آميزند و هر ساعت در چشم چكانند كه تسكين حرارت و ورم نمايد و گاهى تنها هر دو شير مذكور قطوراً و گلاب بزعفران نافع بود و در ثبرهء سفيد بلغمى شياف احمر لين اولا پس شياف كندر به كار برند .
و اگر در اينجا چرك باشد پنبهء منجر بمصطكى و عود نهند بعده لعاب حلبه به اندك صبر چكانند و در سوداوى اولا شياف ابار كشند و كحل به آب باديان كه در آن اشق و صمغ حل كرده باشند استعمال نمايند .
و گويند كه اگر مزاج گرم نباشد بر بخار آبى كه در آن بابونه و اكليل الملك و مانند آن جوشانيده باشند انكباب نمايند و افسنتين را كوفته با ميفختج مخلوط كرده بر چشم ضماد نمايند و بايد كه ابتدا به استفراغ بدن از مطبوخ افتيمون كنند و بعد پنج روز يك شربت حب ايارج بخورند و پنج روز صبر كرده فصد قيفال گشايند اگر قوت متحمل باشد و مانعى مثل اسهال يا قى يا رعاف نباشد بعده اكتحال به شياف احمر لين محلول به آب باديان كنند اگر مزاج متحمل اين باشد در فاده به گلاب تر كرده بندند و بشبب بسته دارند و اين مرض صعب نيست تا كه طبقه نشگافد و هر گاه ودقه منع شود و دمعه باقى ماند توتياى هندى و كحل اصفهانى و اقليمياى طلا و خاكستر طرفا سائيده بحرير بيخته اكتحال نمايند كه نشف دمعه و تقويت طبقه و منع ودقه از نتو كند .
و گويند كه بعدا زمان و طول مدت ادويهء تيز چون باسليقون و احمر حاد و مانند آن به چشم كشند و هر گاه ماده ريم كند بعد تنقيه شياف ابيض كشند و چون منفجر شود شياف كندر و شياف ابار به سفيدى بيضه به عمل آرند و وقت خواب ضماد اوراق مذكوره مع اسپغول به روغن گل بر چشم گذارند و از معالجات او اين است كه بعد تنقيهء بدن و سر و نواحى چشم و تلطيف غذا تحليل او به مثل ملكايا و شياف احمر لين دليل به آبى كه در آن حلبه و اكليل الملك جوشانيده باشند و تضميد چشم بزردى بيضه به اندك زعفران نمايند مگر آنكه خوف بقيه حرارت باشد خاصهً در نوع سرخ پس ريم بر آن به چيزى كنند كه در آن اندك ردع و تبريد باشد مثل سفيدى بيضه و شياف ابيض انزروتى به غير افيون و هر گاه امر طول كند شياف سنبلى و مشكى به غير افيون استعمال كنند و در اين وقت ذرور اصفر نافع است و آنچه ودقه را نفع كند پوست بيضهء مغسول با خمس وزن شادنج است .
توثه ملتحمه
آن گوشتى نرم سرخ است كه بر ملتحمه پديد آيد و اكثر قريب موق اكبر افتد و عروق سرخ از گوشهء چشم به دو پيوسته باشد به شكل ناخنه و سببش در اكثر اجتماع خون فاسد بود يا عقب جروح يا قدح يا تفرق اتصالى كه در ملتحمه بهم رسد بعد التحام .
علاج :
اول فصد سر رو نمايند و مسهل به دفعات دهند و بعد تنقيه همچون ناخنه قطع كنند پس آب زيره و نمك سائيده چند بار چكانند و زردهء بيضهء مرغ بر پشت چشم نهند بعده باسليقون و احمر حاد بكشند و به علاج غرب معالجه نمايند و ادويه ظفره به كار برند و شياف قيصر استعمال كنند تا آنكه فانى گردد بقيه آن و اين مرض اكثر عود كند پس استيصال او ضرورست .
سبل
آن پردهاى است شبيه بدخان كه از انتفاخ و انتساج رگهاى باريك و سرخ بر چشم ظاهر شود و در اكثر با خارش بود و از روشنى آفتاب و چراغ ايذا يابد و گاهى حدقه چشم خرد شود و سبل از امراض متعديه و متوارثه است و اكثر به صاحبان امزجه رطبه و صبيان و در فصل ربيع و بلدان جنوبيه بهم ميرسد .
و به قول ى هودى در بلدان رطبه عارض مىشود و مثل رمد متعدى مىگردد .
و به قول رازى سبل علتى است عسر البرء مزمن كه آن را كمال نقا و برء نيست و سببش امتلاى عروق چشم است از خون غليظ فاسد و بخارات كثيف و مادهء او يا از طريق غشاى خارج قحف يا از طريق غشاى داخل بنا بر امتلاى رأس و ضعف چشم به سوى چشم سيلان كند و علامت هر واحد مذكور شد بدان امتياز نمايند پس اگر با ترى چشم و سيلان اشك باشد سبل رطب گويند و اين قسم از عطسهء متواتر و ضربان بن چشم و وجع اكال خالى نبود .
و اگر با وى هيچ رطوبت نباشد سبل يابس نامند و در اين نوع چشم از غير پردهء سبل بديگر امور مثل چشم تندرستان باشد .
علاج :
فصد سررو نمايند بعده رگ پيشانى و گوشه چشم گشايند و حجامت پس گردن نيز عظيم النفع است و ارسال حلق پس گردن و گوش نيز نافع است و بعد نزج به مسهل و حب هليله يا حب ايارج بطور رمد تنقيه كنند بعده غراغر منقى دماغ به عمل آورند و وقت شب به حب صبر مداومت كنند و نقوع صبر نيز مفيد است .
و گويند كه در اين باب مطبوخ افتيمون رامع غاريقون منفعت كثيرست و حب قوقايا و شبيار عظيم النفع است و بعد تنقيه و اجتناب از اغذيهء غليظه و منجزه به قول جالينوس استعمال سعوط نافع است آن را پس از كندش يك درم صبر چهار دانگ فرنگى و دو دانگ حضض مكى يك نيم دانگ سوده به آب مرزنجوش سرشته به قدر عدس حب بسته هر صبح يك حب به شير دختران و روغن بادام حل كرده در بينى چكانيدن و يا مرد صبر و زعفران و كندش و مويزج مساوى به آب مرزنجوش حب بسته نيم دانگ به روغن بنفشه سعوط كردن و كذا بقصب الزريره گل سرخ كندش مساوى به وزن مذكور عطوس به عمل آوردن مفيد است .
و جالينوس و ثابت بن قره مىگويند كه در هر ماه يك بار فصد قيفال و اخراج خون اندك و دو مرتبه اسهال به طبيخ افتيمون لازم دارند و تقويت چشم بذرورات مسخنه مجففه مثل قرنفل و سنبل و سليخه نمايند و در استعمال اكحال رعايت خفت و قوت مرض ملحوظ دارند مثلا در سبل رقيق شياف دينار جون در چشم كشند و در سبل