تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
ماده كم شود و سبكى حاصل گردد . و اگر ماده بلغمى باشد اول يك شربت ترياق يا شرود يطوس يا شليشا يا سجزبينا يا القرديا در شراب كهنه يا ماء العسل حل كرده بدهند و بعد ساعتى فصد كنند و آنجا كه احوال مساعدت نكند تنقيه به حبوب مسهله بايد كرد و قى كردن صواب باشد و بعد استفراغ تبديل مزاج بترياق و مثرود يطوس و سائر معاجين مذكوره نمايند و بعضى اطباى قديم گفته‌اند كه مفلوج را ايارج فيقرا يك مثقال وقت خواب بدهند و يك‌يك مثقال هر روز بيفزايند تا به پنج مثقال رسد . و محمد زكريا از خوديس حكايت كرده كه اعتماد كنند در علاج فالج بر آنكه در هر هفته استفراغ بحب قوقايا نمايند تا ماده كمتر كند و هر روز جوارش بلادريا ايارج هرمسن دهند تا مزاج او بگرداند و روغن قسط براى گرمى اعصاب بمالند . و هم او گويد كه منفعت اين حب بزرگست و به سرعت اثر مىكند حلتيت شخم حنظل جندبيدستر قتطوريون دقيق هر يك نيم درم مقل چندانكه ادويه بدان سرشته شود و حب گردد و اين يك شربتست و اين سفوف هر صبح بدهند زراوند طويل فلفل هر واحد نيم درم هر دو را كوفته بيخته يك شربتست صبح بدهند كه اين سفوف را خاصيتى است در اين علت و يا جندبيدستر قنطوريون دقيق عاقرقرحا هر يك نيم درم قردمانا دو درم با دو اوقيهء آب سداب بدهند . و اگر استفراغ به حقنه كنند از شخم حنظل و قنطوريون دقيق و مرى و روغن زيت سازند جائز است و در هر چند روز از اين نوع حقنه به كار برند . و بايد دانست كه بعد تنقيه محجمهء نارى بر سر عضلها نهادن و روغنهاى گرم ماليدن و در گرمابهء خشك و ريگ گرم و در آب كبريت و آب درياى شور نشستن و رياضت كردن بايد داد و تمريخ فقار پشت و سرهاى عضلات به روغن قسط و قى در اول علت و آخر آن سخت سودمند است و ماء الاصول به روغن بيدانجير و روغن بادام تلخ در اخر مرض نافع‌تر است و مغز سر خرگوش بريان كرده صاحب فالج و رعشه را نافع و مغز چلغوزه به عسل بالخالصيهء سود دارد و اين ضماد نافع است روغن زيت كهنه نيم من موم زرد بيست درم فرفيون يازده درم موم در روغن گداخته فرفيون سوده آميزند و در دهان حل كنند و اين ضماد اعصاب را گرم كند عاقرقرحا مرزنجوش مويزج هر يك اوقيه نطرون خردل هر يك دو اوقيه فلفل يك درم فرفيون يك اوقيه جندبيدستر چهار اوقيه همه را نرم ساييده به روغن حب الغار ضماد كنند . و اگر روغن سوسن و موم زرد و ميعهء سائلهء و بارز و با هم بگذراند و جندبيدستر و قسط ساييده سرشته ضماد كنند عصب را گرم كند و حسن باز آرد . و اگر حس به حال بود و حركت باطل شده باشد يا جوز السرو ابهل و مور و پوست بيخ كبر در شراب كهنه پخته ضماد نمايند و اطباى قديم گفته‌اند كه اگر روناسن بپزند و آب او بر عضو مفلوج بچكانند سود دارد . و بدانند كه هيچ آب گرم بر عضو مفلوج نشايد ريخت مگر آب درياى شور آب معدن گوگرد زيرا كه آب شيرين چون گرم باشد ماده را منتشر زياده كند و اعصاب را نرك كند و اكثر آب سرد عضو مفلوج را قوىتر كند و از آن راحتى يابد از براى آنكه ماده رقيق باشد چون آب سرد به دو رسد منقبض گردد و كوچك‌تر شود

[ ابن ماسويه ]

ابن ماسويه گويد بسيار ديدم كه مفلوج را اسهال افتاد و فالج زائل شد و بسيار خوردن به و سيب و امرود و انار اعصاب را مضر است و اطعمهء مرطبه و شورباى چرب و ثريد زيان دارد و قليهء خشك و گوشت سرخ به روغن جوز يا به روغن زيت بريان كرده و تواهل چون دارچينى و زيره و مانند آن آميخته موافق باشد مويز و انجيز خشك و پسته و فانيذ و مغز جوز و جبهء الخضرا و چاغوزه و عسل سود دارد . و اگر مغز جوز مقشر يك رطل مغز چلغوزه نيم رطل مغز حبهء الخضرا نيم رطل بكوبند و با همچند عسل بسرشند و فلفل زنجبيل دارچينى دارفلفل هر يك دو درم سوده آميزند و پيش از طعام به چهار ساعت مقدار پانزده درم بخورند و بالايش بنوشند سخت موافق بود .

[ شيخ الرئيس ]

شيخ الرئيس مىفرمايد كه در علت فالج حقيقى كائن از استرخاى عصب واجب است تدبير مشترك آن استفراغ ماده است بدانچه در استفراغ مواد رقيق مسطور شد بعينه بلا زيادت و نقصان و نافع‌ترين اشيا كه بدان استفراغ صاحبان اين مرض كنند حب فرفيون و حب مارستانى و حب شيطرج و حب منتن و ايارج هرمس است و قى كردن بخربق سفيد يا بعصارهء ترب كه در آن قوت او باشد و كذلك سائر مقيات آن را نافع است و گاهى ترياق از يك دانگ شروع ميكنند و اندك اندك افزوده بيكدرم ميرسانند و باز بيك دانگ مىآرند و گاهى بكنجد مقشر و شكر مخلوط ميكنند و گاهى سكبينج يا جاوشير يا جندبيدستر مقدار باقلا در شربت عسل حل كرده ميدهند كه آن خيلى سودمند است و واجب است كه بحقنهاى قوى حقنه كنند و بشيافات قوى اما مواد باسفل نمايند و فقار آنها بادهان قويه بمالند و مروخات حار از دهان و ضمادات محمره كه مكرر ذكر يافت نافع است و خصوصاً چون فالج بدان حد رسد كه حس باطل شود