تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
هيمان و هذيان زياد گردد و ليكن بايد كه به تدبير خواب‌آور پردازند از ادويه و اغذيه و اين چنان باشد كه ماء الشعير مطبوخ بخشخاش يا به شربت خشخاش بدهند و بعد سه ساعت از آن شربت بنفشه و شربت خشخاش بنوشانند و بپايچه حملان و بزغاله بكدو و اسفاناخ و قطف و كاهو و بقله ملوكيه پخته و ماهى هاربى و صخورى و تبنى و زرده بيضه نيمبرشت و مغز بادرنگ و خيار و هندوانه غذا سازند . و از فواكه انگور و شفتالو و انار شيرين و نيشكر و موز و سيب شيرين پخته و سائر فواكه پخته سهل الانحدار از موضع او بخورانند و از تمامى اغذيه مولد سودا مثل نان بسيار سبوس‌دار و عدس و كرنب و لحم بقر و مانند آن اجتناب كنند . و ايضا از جميع مولدات صفرا مثل سير و پياز و چيزى كه از عسل سازند و از اشياى حريفه مثل خردل و حرف و سركه و آبكامه و پنير كهنه و مانند آن احتراز نمايند . و بر سر مريض نطول مرطب منوم ريزند مثلًا بگيرند خشخاش سفيد مع پوست كوفته و جو مقشر كوفته و پوست كدو و بنفشه و نيلوفر و برگ كاهو و تخم آن و گل سرخ و بابونه هر واحد يك كف و در آب شيرين خوب بجوشانند و بر سر ريزند و قطعه نمد در آن تر كرده به اندك روغن بنفشه در حمام معتدل الحراره تكميد سر نمايند . و شير دختران بر سر دوشند و به اندك روغن بنفشه آميخته در آن پنبه تر كرده بر سر نهند و روغن بنفشه و روغن تخم كدو و روغن نيلوفر در بينى چكانند و مسكن مريض جاى روشن غير تاريك باشد و تا آمدن خواب دائم اين تدبير به عمل آرند . و چون خواب تام آيد در اين هنگام بايد كه تنقيه بدن او به ادويه مسهل صفراى محترقه مثل طبيخ افسنتين و مطبوخ غاريقون كنند و چند روز راحت دهند و امر به تدبير مرطب به اغذيه مرتبه مذكوره نمايند بعد از آن اعاده دواى مسهل كه اندك قوى باشد مثل حب اسطوخودوس و غيره حبوب منقى سودا كنند و باز چند روز راحت دهند و غذاى مسطور بخورانند و ترطيب بدن او كنند . و اگر از اين حرارت عارض شود و بول سرخ باشد ماء الشعير به شربت خشخاش نوشانند و سكنجبين و جلاب بدهند و چون حرارت ساكن شود اعاده ادويه مخرج خلط سوداوى مع ايارج فيقرا يا شحم حنظل يا اندكى سقمونيا كنند و تعاهد به شورباى معمول از خروس پير بشبت و نمك و بسفائج كوفته و مغز قرطم نمايند . ايضاً ممدوح اليه بنويسد كه اگر اين مرض از بخارات متصاعد به سوى دماغ از جميع بدن باشد به سبب كثرت پذيرفتن اخلاط در بدن پس مىبايد كه نظر كنند اگر خلطى كه در بدن باشد دموى بود و از فصد مانعى نباشد فصد هفت اندام كنند و اخراج به مقدار احتمال قوت و به حسب مقدار خون فاضل در بدن بايد كرد پس اگر خون سياه برآيد استكثار در اخراج آن كنند بيك دفعه اگر قوت قوى باشد و يا در دو يا سه دفعه اندك اندك اگر قوت ضعيف بود . و اگر مريض زن باشد و آن را اين مرض از احتباس حيض عارض شده باشد فصد صافن كشايند و مريض را بعد فصد شربت بنفشه يا جلاب بنوشانند . و در اول روز غذا زيرباج چوزه مرغ يا اسفيدباج آن به كدو يا اسفاناخ يا قطف خورانند و انار شيرين و نيشكر دهند و در روز دوم مزورات مذكوره سابق و ماء الشعير مع ثفل آن به شربت خشخاش و مانند آن بدهند و خلطى كه در بدن كثرت پذيرفته آن مره صفرا باشد بايد كه تنقيه به ادويه مسهله خلط صفراوى نمايند بعد تدبير عليل به تدبير مرطب كه سابق مذكور شد تا اين خلط رطب گردد و فساد او كم شود و ايفا به دواى مسهل نمايد و خروج او از بدن سهل گردد . و اين دوا اسهال صفرا كند بگيرند پوست هليله زرد كوفته تمر هندى از تخم و ليف پاك كرده هر واحد پانزده درم آلو بخارا بست عدد بليله و آمله هر واحد چهار درم سناى مكى و شاهتره هر واحد هفت درم افسنتين رومى گل سرخ هر واحد شش درم همه را در چهار رطل آب بجوشانند تا يك رطل بماند صاف كرده چهار دانگ غاريقون و يك دانگ سقمونيا باريك كوفته بيخته بر آن انداخته سحرگاه نيم گرم بنوشند . و اگر از اين مطبوخ اسهال نشود اين حب دهند ايارج فيقرا و پوست هليله زرد هر واحد يك درم غاريقون چهار دانگ سقمونيا يك دانگ كوفته بيخته به آب حبها سازند و اين يك شربت تام است . بعد از آن نظر كنند اگر اين استفراغ كفايت كند و حال مريض صلاح يابد بهتر و الا تا يك هفته راحت دهند تدبير مرطب از اغذيه و اشربه كه سابق مذكور شد تدبير آن نمايند و در حمام معتدل الحراره داخل كنند و بر بدن آن آب گرم شيرين بريزند . و در آبزن كه اندر آن بنفشه نيلوفر و برگ كاهو پخته باشند داخل كنند كه حمام و جلوس در اين آب تحليل فضول از بدن و ترطيب آن نمايد . و بايد كه در حمام روغن بنفشه مضروب به آب بر بدن و س مالند بعد از آن آب مذكور نيم گرم بر آن ريزند تا ترطيب بدن كند و چون از حمام يا آبزن خارج شوند يك لحظه در آب سرد بنشانند تا رطوبت روغن و آب نيم گرم در بدن باقى ماند بعده پارچه بپوشانند و بگذارند و راحت دهند و غذا كه مذكور شد بدهند و بعد از آن تنقيه بدواى مسهل كنند ليكن آن دوا قوىتر از اول بود به مقدارى كه مريض متحمل زيادتى آن نباشد و كميت خلط آن را واجب كند . و ايضا واجب است كه در سائر ادويه مسهله و غيره اين عمل نمايند اعنى تقديم دواى اضعف نمايند پس از آن آنچه قوى تر از آن باشد و پس از آن آنچه قوى تر از ثانى باشد به حسب حاجت آن استعمال كنند و مريض را دواى قوى دفعتاً از ابتداى امر ندهند و به همين طريق هركسى كه مرض او از غلبه صفرا بر دماغ باشد سلوك بايد كرد و از اغذيه