سنكسبويه :
معرب آن سنجسبويه 540 است بهندى تخم پنوار و چكوند نامند
سن :
به فارسى عشقه 541 ست كه نوعى از لبلاب باشد و بهندى اسم نباتى است كه به عربى عراب و قطف بحرى نامند و بيونانى اسم مو است
سن الكلب :
سپستان است
سنام الجمل 542
:
كوهان شتر است
سنبوسه :
معرب آن سنبوسق است برماورد است
سنبالو :
اثلق است
سنبالو كى بيج :
حب الفقد است
سنبالى :
بهندى گويند مندى است
سنبل :
مطلق 543 آن مراد سنبل هندى است و به فارسى پرسياوشان است
سنبل جبلى :
ريشه 544 و الا است
سنبل كهار :
شك است
سنجد خراسانى :
عناب است
سنجد كرخى :
باصطلاح عامه اصفهان ثمر درخت نيم است
سنجد هندى :
ثمر مولسرى است
سندور :
اسرنج است
سندوها و سندهن و سندوهى 545
:
ملح طبرزد است
سندها :
بهندى طباشير است
سندهان :
عود هندى است
سندهى :
زنجبيل است
سندى :
رطوبت نخل برى است كه اطواق و نبيذ النخل باشد
سنط :
به عربى درخت قرظ است
سنگ :
حجر است