سورنجان هندى :
حلبيب 549 است
سويق :
بيونانى كيموكج و به فارسى پست و ملخان 550 و بتركى قادوت نامند و بهندى ستو
سواد السند و الهند :
كشت بر كشت است و گويند سواد الهند نوعى از سليخه است كه سليخه اسود نامند
سواد الحكام :
ساداوران است
سوسن :
معرب از سوسانى سريانى است و بسريانى ؟ ؟ ؟ شومينا نيز گويند و بتركى شيربان و پيان نامند و در هندى نيز باسم سوسن مشهور بستانى را بلاطينى آئرس 551 فلورينتائن و بيونانى قورسن 552 و قسقيون و اسمالاون 553 گويند و گويند سفيد را سوسن آزاد و بسريانى كسر و بيونانى كسفير نامند و ارزق را سوسن كبود و ارزق صحرائى را آسمانگونى كه معرب آن آسمانجونى است و زرد را خطائى گويند
سوسن آزاد :
سوسن ابيض است كه درين زمان آن را زنبق نامند و قسمى از سوسن ابيض است كه به فارسى گل شبو مىنامند و شبانبوى نيز و به عربى گويند خزامى 554 است هرچند در اصل اين اسم اسم خيرى برى است ليكن درين زمان بر هر دو اطلاق مىنمايند
سوسنگى :
جراپرسا
سوسك :
بنات وردان است
سورج :
معرب شوره فارسى است كه به عربى ابقر نامند و صاحب تحفه بارود دانسته
سور :
خنزير است
سونس و سور مچهلى :
دلفين است
سوسمار :
ضب است
سوس :
درخت اصل السوس و ايضا سوس كرمى را گويند كه در لباس پشمى پيدا مىشود
سوس الخشب 555
:
عبارت از غبار چوب كرمخورده است كه بهندى گهنى لكرى كى