تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسماء الأدوية ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦

سورنجان هندى :

حلبيب 549 است

سويق :

بيونانى كيموكج و به فارسى پست و ملخان 550 و بتركى قادوت نامند و بهندى ستو

سواد السند و الهند :

كشت بر كشت است و گويند سواد الهند نوعى از سليخه است كه سليخه اسود نامند

سواد الحكام :

ساداوران است

سوسن :

معرب از سوسانى سريانى است و بسريانى ؟ ؟ ؟ شومينا نيز گويند و بتركى شيربان و پيان نامند و در هندى نيز باسم سوسن مشهور بستانى را بلاطينى آئرس 551 فلورينتائن و بيونانى قورسن 552 و قسقيون و اسمالاون 553 گويند و گويند سفيد را سوسن آزاد و بسريانى كسر و بيونانى كسفير نامند و ارزق را سوسن كبود و ارزق صحرائى را آسمانگونى كه معرب آن آسمانجونى است و زرد را خطائى گويند

سوسن آزاد :

سوسن ابيض است كه درين زمان آن را زنبق نامند و قسمى از سوسن ابيض است كه به فارسى گل شبو مىنامند و شب‌انبوى نيز و به عربى گويند خزامى 554 است هرچند در اصل اين اسم اسم خيرى برى است ليكن درين زمان بر هر دو اطلاق مىنمايند

سوسنگى :

جراپرسا

سوسك :

بنات وردان است

سورج :

معرب شوره فارسى است كه به عربى ابقر نامند و صاحب تحفه بارود دانسته

سور :

خنزير است

سونس و سور مچهلى :

دلفين است

سوسمار :

ضب است

سوس :

درخت اصل السوس و ايضا سوس كرمى را گويند كه در لباس پشمى پيدا مىشود

سوس الخشب 555

: عبارت از غبار چوب كرم‌خورده است كه بهندى گهنى لكرى كى