تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسماء الأدوية ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١

آب‌غوره :

ماء الحصرم است

آب باران :

ماء المطر است

آب چكيده از كوزه :

ماء القطر است

آب پنير :

ماء الحين است

آب آهن‌تاب :

ماء الحديد است

آبگون :

نشاسته 12

آب دندان :

جنسى از امرود و قسمى از رمان و نام نوعى از حلواست

آب‌دارو :

موميائى است

آبق و آبك :

باصطلاح اكسيريان زيبق‌ست

آبى :

سفر جل است

آبگينه :

زجاج است

آت‌جو :

سلت است

آچين :

گلاچين است

آچار :

مخللات است

آذرگون :

آذريون است

آرغيس :

به عربى عود الريح و به فارسى پوست بيخ زردشده نامند بالجمله پوست بيخ انبر باريس است

آريدبريد :

دوائى است فارسى نزد غافقى و بغدادى بيخ سوسن احمر برى است و بقول انطاكى بيخ سوسن سفيد است

آرد :

دقيق است

آرد سبوس‌دار :

خشكا است

آرد ميده :

سميد است

آردكنار :

سويق النبق است