تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح و نگارش نو و روان از تسهيل العلاج و رساله حافظ الصحة ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
خاصّه اينكه در مواد آن اورام خباثتى و سميتى باشد در اين صورت لازم است كه از جهت موافق ، فصد نمايد تا ايمن از مرور مواد به اعضاء شريفه شود . و لازم است از تبريد ميانه قلب و موضع ورم از قرب به ورم تا مانع از رسيدن سخونت ورم به قلب شود . و بسيار مىشود كه به همان اخراج خون ، ورم زايل مىشود و از استعداد انفجار منصرف مىشود ؛ خاصه اينكه بعد از فصد استفراغى از مواد نمايد به حقنه و يا شرب ملينات ؛ از قبيل آب نقوع تمر يا آلو با شكر يا ترنجبين يا شيرخشت و يا اقواى از آن به دخول چهار الى هشت مثقال نمك فرنگى و يا اقواى از آن به اضافه آب طبيخ سنا مكى از چهار الى هشت مثقال و ورق گل سرخ از دو الى چهار مثقال و يا نقوع همه آن اجزا را باهم كه اول شب خيسانيده و صبح بعد از گرم نمودن صافش را بياشامند . هرگاه ورم آثار نضج داشته باشد كه بعد از فصد و استفراغ و استعمال اطليه و اضمده تحليل نرود ، مىبايد مطبوخات سريعة الانضاج ؛ از قبيل خطمى و بزرك و تخم مرو و نشاسته و نخاله و امثالش را در شير و يا آب پخته مكرر بر رويش بست تا حالت انفجار بهم رساند و خودش منفجر شود و يا مفجرات ، يعنى ادويّه مقرحه را بر موضعى كه نرم‌تر به زير دست آيد گذارند تا سوراخ شود و مده‌اش بيرون آيد و يا نيشتر بر آن زنند و بعد از اخراج مدّه و صديده ، فتيله تابيده به مرهم باسليق اصغر آلوده داخل سوراخ نمايند و بايد روز و شبى دو دفعه تجديد نمود تا جميع مده و صديدش برآيد و التيام يابد .

اما علاج حماى قشفيه

كه چرك بودن ابدان ، جالب آن است ؛ خاصّه اشخاصى كه معتاد به حمّام و تنظيف بدن داشته باشند و يا در گرد و غبار زياد درنگ نموده باشند ، مىبايد به اغتسال به آبهاى جاليه اشنان‌دار و صابونهاى كثيرة الجلاء ، بدن را از اوساخ پاك نموده و اغذيّه مرطبة مبّرده و اشربه را اكثار نموده تا موجب اطفاى حرارت و التهاب باطن شود و حمى را زايل نمايد .

امّا حميات حريه

كه از حرارت آفتاب يا آتش يا حمام و يا اهويه حاره ، سخونت در ارواح نفسانيّه و دماغيه و يا ارواح حيوانيه قلبيه احداث شده باشد ، عمده تدبير علاجش استبدال سبب اصلى است كه از آفتاب ، سايه آمدن و از مجاورت آتش دور شدن و خروج از حمام و يا در همان حمام از تماس در آب فاتر يا سرد و نقل از هواى حار به هواى بارد اگرچه به دخول در آب سرد باشد ، خاصّه كه در آن سرداب آبهاى جاريه و يا فوارات باشد - و بعد ، اكثار به شرب اشربه بارده و آب بقول و فواكه بارده و اغذيه رطبه