[ نشانهها ]
علامات جميع آنها ، تقدم و يا مقارنت سبب سخونت و گرم شدن روح است ؛ و تفاوتى كه هست ، آن است كه در بعضى ، مقارنت سبب و ايصالش به جمى ، فورى و بلا تراخى است ؛ مثل غضب و فزع و يا مثل تعب و اوجاع و غش و جوع و عطش و يا مثل احتراقات شمسيه و غير آن و شربيه و در بعضى ، تراخى در سبب مىشود ؛ نه اينكه تراخى به قسمى باشد كه تخلف مسبّب از سبب لازم آيد ؛ بلكه سابقى و واصلى و فاصلهء ميانه را تراخى مىشماريم ؛ مثل غم و هم و فرح يا راحت و ثقل و سدد و امثال آنها كه از حدوث آنها تا عروض حمى ، فاصله ، كم يا زياد واقع مىباشد .
[ نفسانيه ]
تشخيص حميات يوميه در ابتداى دفعه ، خالى از صعوبتى نمىباشد ؛ ولى علاج بعد از تشخيص ، در كمال سهولت است ؛ زيرا كه علاج حميّات كه منسوقه به امور نفسانيه است همان قطع و منع سبب است ؛ مثل تسكين غضب و رفع هموغم و فزع و فكر و سهر كه بىخوابى است و خواب زياد و فرح و تعب به اضداد اينها مىباشد . و داخل ساختن محموم است به حمّام معتدل و دخول در آب معتدل الحرارة و روغنمالى از روغنهاى مرطبه مثل روغن بنفشه يا روغن بادام شيرين ممزوج با لعاب اسفرزه و امثال او ؛ مگر در نوميه كه محتاج به تجفيف است از ماليدنى و تعريق در حمّام و غذا دادن در غير نوميه به غذاهاى مبرده مرطّبه سريع الانهضام ؛ مثل آشهاى رقيقه با گوشت بره يا بزغاله و يا جوجه خروس با اسفناج و گشنيز و كدوى پخته و آلو بخارا داخل گردد و يا تمر چاشنى دار ؛ مگر در فزعيه و تعبيه كه بىترشى ، اسلم است . و از بقول و فواكه بارده رطبه مثل كاهو و خيار و هندوانه و يا هلو و آلوچه و ليموى شيرين و نارنگى و پرتقال در هر فصلى به هر چيزى كه حاضر باشد و طبع مايلتر باشد .
اطباى سلف ، شرب خمر ممزوج با آب را در غميه وهميه و فكريه و سهريّه و تعبيه تجويز نمودهاند و نفع كلى مىنمايد ؛ ولى حقير ، با عدم انحصار علاج به آن ، تجويز نمىنمايم و علاج را روز اول به شرب عرق نيلوفر يا عرق كاسنى يا عرق شاهتره دو پياله بهدانه و عناب چهار پنج دانه در آن جوشانيده با نبات قليلى تجويز مىنمايم . و با يبوست طبع ؛ خاصه اينكه يك دو روز ، اجابتى نشده باشد و گرسنگى صادقه نداشته باشد ، يك دو آب اماله از لعاب اسفرزه و آب جو پخته و شكر سرخ و روغن بادام با روغن كره و خاكشى و نمك تجويز مىنمايم و بعد از عمل ، از آشهاى مذكوره غذا مىدهم و عصر را به حمام مىفرستم و بعد از سيلان عرقى ، تب زايل مىشود . و بعد از آن براى تبديل امزجه ، لازم است كه چندى به اغذيهء مناسبه و فواكه و بقول بارده رطبه و امورى كه