تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخازن التعليم ( فارسى ) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨
خون ست و اگر نضج يافته نباشد بلغم بود و فضلهء اين بول است

سوم در عروق

كه در انجا اخلاط مستحيل به رطوبت ثانيه مىشود بحسب مزاج هر عضو فقط

چهارم در اعضا

است كه رطوبت ثانيه به صورت و هيئت اعضاء مستحيل مىشود و فضله اين هر دو هضم عرق و وسخ است و اين هر سه هضم مسمى به

كيموس

است و آن چهارست

اول دم

يعنى خون و آن گرم و تر است

دوم بلغم

و آن سرد و تر است

سوم صفرا

و آن گرم و خشك است

چهارم سودا

و آن سرد و خشك است و هر واحد از اخلاط اربعه طبعى بود و غير طبعى طبعى از هر خلط آنست كه در جگر پيدا شود و نافع بدن باشد

خون طبعى

چهار صفت دارد

يكى آنكه سرخ‌رنگ بود

دويم آنكه بوى متعفن و بوى ترش و مانند آن ندارد

و عديم الرايحه نبود

سيوم آنكه معتدل القوام باشد

چهارم آنكه شديد الحلاوت باشد

و بهترين اخلاط خونست و فائده آن تغذيه بدن تنها يا باخلاط و توليد روح بود و

غير طبعى

آنست كه مخالف طبعى بود و خون در عروق باخلاط ديگر يك ذات نشده بلكه هريك علىحده علىحده موجوداند ازين جهت است كه هر خلط بادويه مخصوصه خود مستفرغ مىشود و از فساد يكى فساد ديگرى لازم نيايد بلغم نيز بر دو قسم است طبعى و غير طبعى طبعى دو صفت دارد

يكى آنكه طعم او مائل بشيرينى باشد و او قريب الاستحاله بود به خون

دويم آنكه معتدل القوام بود

فائده او آنست كه بوقت فقدان غذا مستحيل به خون شده بدل مايتحلل گردد و مفاصل را تر دارد و در غذاى بعضى اعضا مانند دماغ و نخاع داخل گردد و

غير طبعى من جهت طعم چهار است

1 مالح و 2 حامض و 3 عفص و 4 تفه صاحب قانونچه

حلو

نيز ذكر كرده و اين بسبب آميزش قدرى خون بود با بلغم

مالح

يعنى شور گرم و خشك است قريب بطبع صفرا و مالح آنست كه صفراى محترقه با بلغم آميزد

حامض

يعنى ترش آنست كه حرارت ضعيفه در بلغم اثر كند و اين مائل به برودت و يبوست بود

عفص

يعنى زمخت آنست كه قدرى از سودا با بلغم آميزد
مخازن التعليم ( فارسى ) — صفحة 8 | محمد صادق على خان