صاف نموده با يك آثار قند سفيد بقوام آرند پس از آتش فرود آورده مقدار ده مثقال ريوند چينى سوده داخل كنند و برهمزنند تا نيكو مخلوط گردد
شربت سفرجل
دل را قوت دهد و معده را قوى گرداند و اشتهائ طعام آورد و طبع را بهبندد خصوصا شربت سفرجل خام و قى بازدارد و هضم و استمرار را نيكو گرداند و تسكين عطش و غثيان نمايد خصوصا شربت به ترش و براى نشاط و ازاله خفقان مفيد ليكن مخشن سينه و حنجره است صفت آن به اصفهانى بگيرند و دانه از ان بيرون كنند و پارهپاره سازند و در هاون سنگ بكوبند و دو من آب از آن بگيرند و بجوشانند و با يك من قند سفيد باز بجوشانند تا بقوام آيد
شربت سيب
مقوى قلب و معده و مفرح بود و قى و اسهال را بازدارد صفت آن طريق ساختن آن مثل شربت سفرجل است
شربت صندل
دل را قوت دهد و خفقان گرم و معده و جگر گرم را نافع باشد و تشنگى بنشاند و شكم هم بهبندد صفت آن بعينه صفت خميره صندل است لاكن بقوام تفاوت است چه قوام آن قوام خميره است و قوام اين قوام شربت
شربت ليمو
صفرا دفع كند و محرور مزاج و تپهاى صفراوى و محرقه و جگر را مفيد بود و تسكين تشنگى كند و خفقان را منفعت بخشد و دفع خمار نمايد و صداع گرم را زائل سازد و معده را قوت دهد و اشتها آورد و هاضمه را قوى نمايد صفت آن قند سفيد يك آثار در ديگ كنند و پاؤ آثار آبليمو بر آن ريزند و بقوام آورده گلاب يك اوقيه بر سر آن ريخته فروگيرند
شربت نيلوفر
صداع حار و تپهاى صفراوى و ذات الجنب و ذات الريه را نافع باشد صفت آن طريق ساختن اين مانند ساختن شربت بنفشه است
شربت ورد مكرر
براى حميات صفراوى و تسكين عطش نافع است و تلئين طبع نيز مىكند صفت آن ورق گل سرخ تازه چهار من در ظرف كنند و ده من آب گرم بر سر آن ريزند و شبانروز بگذارند پس از ان بدست مالند و در ديگ ريزند و بجوشانند تا طعم و بوى گل به آب دهد پس صافى كنند و چهار من ديگر ورق گل سرخ در آب ريزند و بجوشانند و صافى نمايند پس هريك من آب را با دو من قند