شب يمانى يعنى پهكرى يك توله نيله تهوته شش ماشه هر دو را خوب بريان كرده در يك آثار پاؤ بالا آب حلكرده در شيشه انداخته چهارگهرى خوب بجنبانند كه خوب حل شود بعد از ان هر روز پنج شش دفعه پچكارى مىنموده باشند و اگر اين هر دو دوا را در آب جوشانيده پچكارى سازند نيز سزاوار است
طريق يازدهم در حرف السينست
گلو براى تپ مركبه بلغمى مفيدست صفت آن گلوى سبز را به آب شيرين بكوبند و بيفشرند و آن را در پياله سفال نموده دهن ظرف را بسته در سايه نگاهدارند و بعد از دو روز آب بالاى آن را دور كرده و آنچه تهنشين شده باشد در سايه خشك كنند
سعوط كايپهل براى نزول آب و تنقيه دماغ
از آشنائى گرفته شد مىگفت كه از وقتىكه استعمال اين مىكنم نزول زيادتى نكرده ست همينقدر كه هست از بست سال دارم صفت آن كايپهل چهار ماشه زعفران دو ماشه مشك خالص بالچهر از هريك يكماشه كوفته بيخته قدرى قليل استعمال نمايند
سعوط مشك
براى خشم مفيدست صفت آن فلفل شونيز كندش مشك هريك به قدر حاجت گرفته در آب سائيده سعوط كنند بعد از آنكه دهن پر آب كرده باشند تا دوا اندرون دهن نرود
سفرجلى مسهل
قولنج را بكشايد و معده را قوت دهد و اشتهاى طعام آورد صفت آن به اصفهانى رسيده تازه از پوست و دانه پاك كرده يكرطل در دو من خل خمر بجوشانند بعد از ان بكوبند و بيفشارند و با دو رطل عسل بقوام آرند زنجبيل دارفلفل دارچينى از هريك دو درم هيل قاقله زعفران هريك سه درم مصطگى پنج درم سقمونيا ده درم تربد سى درم بكوبند و ميان آن ريزند شربت از ان پنج مثقال
سفوف برگ آگهه
برائ ضيق النفس بارد و بلغمى و سرفه نافع است صفت آن برگ آگ كه زرد شده از درخت افتاده باشد يك آثار برى و نمك از هريك دو نيمدام پخته هر دو را در آب سائيده بر برگ مذكور طلا ساخته خشك نموده در سبوچه گلى نگاهداشته در ميان آتش پاچك دشتى تا يك پاس گذارند تا سوخته شود قدر مناسب به كار برد
سفوف بيخبند
برائ جريان منى مفيدست صفت آن بيخبند سياه تخم هلهل از هريك سه دام گوكهر و