نيز احتباس طمث كند و محاجم با نار زير پستان نهادن و پستان را از چيزى بستن درينباب بسيار مفيد است و آمله مقشر باديان از هريك يك توله شب در آب تر نمايند صبح ماليده صاف نموده شكر سفيد يك توله اضافه نموده بخورد در احتباس طمث مجرب و آزموده است و حمول مازو رطوبت از فرج زن بازدارد و اگر سيلان رطوبت بسبب فضلاتى بود كه در بدن زن جمع شده باشد علاج آن بحسب غلبه خلط تنقيه كند پس از ان فرزجه و حقنه استعمال نمايند و غلبه خلط چنان دريافت مىكنند كه پنبه نو بردارند و برآورده در آفتاب خشك نمايند و از رنگ آن معلوم كنند كه كدام خلط غالب است و اگر سيلان منى باشد علاج آن مفصلا در درد منى مردان گفته شد و فرق در رطوبت و منى آنست كه در منى سفيدى رنگ و غلظ قوام و عدم عفونت بود چون پوست املتاس مشكطرامشيع پرسياوشان قند سياه كهنه در آب جوشانيده صاف نموده دهند براى احتباس نفاس فائده مىكند و خوردن مدرات ديگر نيز نافع بود و گاهى احتياج بفصد و حجامت هر دو ساق مىشود و همين است علاج احتباس طمث و اگر بسبب قلت خون طمث محتبس شود علامت آن لاغرى بدن و زردى رنگ و كثرت استفراغات باشد علاج آن اغذيه كه جيد الكيموس باشد بخورند و خود را در عيش و عشرت مشغول دارند
قروح و بثور رحم
علاج آن فصد باسليق كنند و بعد از نضج از مسهل بارد تنقيه كنند و در امراض رحم فرزجه و حقنه بهتر از مسهل بود و بقّم يعنى تپنگ و مانند آن در آب اندرون آفتابه بجوشانند و مريضه را در آن بنشانند و كندر انزروت دم الاخوين جوز السرو و مانند آن در آب بارتنگ سرشته لته بدان آلوده بردارند و اگر قرحه در قعر رحم باشد از همين ادويه حقنه كند و قرص كهربا و مانند آن بخورد و اگر از قرحه مده بيرون آيد اول از روغن گل و روغن بنفشه و ماء السكر و يا ماء العسل حقنه كند و مرهم باسليقون با روغن گل حمول نمايد و آنجا كه ماده حاده باشد حقنه كردن از آش جو مناسب بود و از اشياى بارده قابضه مانند حب الآس و گلنار و كزمازج سائيده