بيخ انجبار ولايتى و شيره خرفه سياه و بارتنگ تناول كنند و اگر بند نشود فصد باسليق كنند و قرص كهربا و قرص گلنار دهند و اگر سبب آن نزله باشد هم حبس نزله كنند و غذا در جميع امراض حار آش جو و كهچرىمونگ مناسب است
طريق هشتم در امراض صدر و آلات تنفس
ضيق النفس
مرضى بود كه چون عارض شود نفس تنگ و متواتر گردد و ماده اين مرض گاه باشد كه در ريه بسبب سردى مزاج ريه متولد شود و گاه باشد كه از دماغ منصب مىشود و علامت انصباب آنست كه با علامت نزله باشد مثل ثقل و تمدد در دماغ و صداع بود و ضيق دفعة حادث شود مىبايد كه ابريشم خام سبوس گندم گاو زبان گيلانى گل گاو زبان زوفا اصل السوس مقشر نيمكوفته نبات سفيد در آب جوشانيده و صاف نموده بدهد و لعوقات معتدله كه تسهيل اخراج بلغم و تغليظ مواد رقيقه نمايد همراه جوشانده مذكور بايد داد و اگر ماده منصبه حار باشد فصد هفت اندام يا باسليق كند و نضج ماده از منضج بارد نموده از مسهل بارد به تنقيه پردازند و لعوق نزله بيعديل است و لعوق معتدل در هر حال مناسب بود و لعوقات درين مرض بهتر از مشروباتاند و روغن سوسن و روغن نرگس و مانند آنكه معين بر نفث مواد باشد بمالند و لعوق گاو زبان مجرب است و سفوف برگ آگهه نافع است و اگر ازين تدبير فايده نشود بعد از نضج تنقيه از مسهل گرم و حب ايارج كنند و قى بعد از مسهل مفيد بود و اگر ضيق بسبب بخارات حاره قلب باشد علاج خفقان كند و اگر بسبب رياح و ابخره اعضاء تنفس باشد شيره تخم كثوث شيره باديان و گلقند بخورانند و تنقيه بمسهل گرم كنند و اگر بسبب ورم ريه يا ورم عضو مجاور او باشد علاج آن بعلاج آن عضو كنند
نفس انتصاب
چون عارض شود بدون راست كردن گردن و كشيدن او به ما فوق نفس نمىآيد علاجش مانند علاج ضيق باشد
سعال
يعنى سرفه و آن حركتى است از سينه و ريه كه بسبب آن طبيعت از ريه و ديگر اعضاء قريبه او اذيت را دفع مىكند و اسباب آن مانند اسباب ضيق النفس است علاج آن مانند علاج ضيق النفس بود و حب گل پسته براى