بلسان نيمگرم كرده در گوش چكاند و روغن ترب و روغن بادام تلخ نيز درين باب مجرب است و روغن زرد كهنه در گوش انداختن مسكن درد آنست و همچنين دو سه قطره از شير زقوم در گوش چكانيدن درد را ساكن مىكند و همچنين آب سكهدرسن مجرب است و بگيرند گرده نر گاو و قدرى از شحم آن و نمك سائيده بر آن بپاشند و نيم بريان كنند و فشرده آب آن را بگيرند و در گوش چكانند به جهت گرانى گوش و درد آن بتجربه رسيده است و اگر درد بسبب ورم سرد باشد عنب الثعلب مغز فلوس اكليل الملك بابونه در آب كشنيز سبز سائيده نيمگرم نموده گرداگرد گوش ضماد نمايد و همين ادويه را در شير گاو جوشانيده بخار آن بگيرد و روغنهائ مذكور در گوش چكاند و طبيخ برگ نيب مسكن درد گوش است و باد سرد و آب سرد كه به گوش رسد و درد پيدا كند علاج آن نيز همين است و همين است علاج درد گوش كه بسبب رياح باشد و گوش را گرم داشتن مفيد بود چون مازو باريك سائيده در شراب كهنه آميخته بچكاند رطوبت صرف كه از گوش سايل شود قطع كند و اگر به تنقيه حاجت شود نضج ماده از منضج حار نموده بمسهل حار تنقيه كند پس از ان حب ايارج و حب شبيار خورد و شخصى را كه نقصان يا بطلان در سماعت او عارض شود نيز علاج همين است و روغنهائ مذكور و روغن زردالوئ تلخ در گوش چكاند و انجير و خردل بكوبد و فتيله ساخته در گوش نهد و قطور موميائ با روغن گل بگرانى گوش نافع بود
دوى و طنين
يعنى آمدن آواز در گوش همين علاج دارد و روغن قسط را چكانيدن هم مفيد بود و انكباب شبت بگيرد و چون افسنتين با سركه جوش داده صاف نموده نيمگرم در گوش چكاند خارش گوش را ببرد و اگر گوش را آواز عظيم ناخوش آيد تقويت دماغ از اطريفلات و خميرجات كند و شمومات و مروخات و مقويات دماغ به كار برد
طريق چهارم در امراض بينى
اگر خون از بينى آيد تبريدى كه در رمد گذشت بايد داد و گل ارمنى با سركه بر سر ضماد كنند و اگر آمله خشك را در آب سائيده بر يافوخ ضماد كنند نيز فايده مىنمايد و كافور قدرى در سركه جوشانيده در بينى چكانيدن خون آمدن