باب - 85 فى الجهر
علاج كن بمقويات دماغ به ادويته بارده مثل لخلخه و سركه و گلاب و به هر چيزى كه علاج كرده شود صداع را و بريزان آب معتدل را بر سر
نطول
بنفشه زهرهء بابونه و بذر خطمى خوب جوش داده بخار گرفتن و نطول كردن بر سر در حمام
فصل
كسى كه مىبيند از دور و نمىبيند از نزديك و بالعكس علاج كن بحب ايارج و حب قوقا و منع كن مريض را از استعمال ادهان و شم كن مرزنجوش را و غذا كن فراريج مشويه و مطبخه را و قليههائى لحوم طيور را و اگر مادرزاد است لاعلاج است و اگر حادث است پس دوا كن بادويه مسهله بعد فصد و غرغره و معطسات نيز
كحل فلفل
قنبيل اجزا برابر كحل كن
كركى
زهرهء او كحلا
تيس جبلى
كحلا نيز
باشق
مراهء او كحلا
ارنب
مثلها
رازيانج
با شهد كحلا
سلحفاة
زهرهء او كحلا
كحل مجرب
فلفل دارفلفل اجزا برابر
كماشير
شخصى كه نمىبيند كواكب و نه قمر پس سعوط كن كماشير و دهن بنفسج مجرب
باب - 86 فى الشرى
استفراغ كن به حب ايارج و قوقيا
دارفلفل
در جگر گوسفند گذاشته بريان كرده كحل كن صديد او را و دارفلفل خشك كرده مثل غبار سائيده كحل كن و غذا كن زردى نيم برشت را و كحل كن روشنائى را صبح و شام سه ميل
باب - 87 فى الخفش
دهن بنفسج
با شير دختران و حمام با آب معتدل و منع كردن از غذائى حريفهء مالح