تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب فريدى ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
باز نمىرويد موئى واژگون

ضب

خون او گذاشتن بر پلك چشم بعد موئى كنديدن مانع است نيز

صدف كبار

سوخته در كوزهء سر پوشيده به گل حكمت داده تا حك شود كحل كردن بمرات بسيار نمىرويد شعر منقلب مجربست

راتينج

برائى شعر زايد نيز مصطكى ماليدن چشم را نيز

هدهد

تلخهء او بر سر موى كنديده گذاشتن نمىروياند شعر زايد را

يربوع

خون او بعد برآوردن موئى واژگون گذاشتن نيز

رصاص

كوزه از آن ساخته و زلو پر كرده بگذارد تا بميرند همه زلو سحق كرده پاشيدن بر موضع موئى كنديده باز برنمىرويد

كلب

- شير سگ بر مكان موئى كنده ماليدن پيدا نمىشود باز آن مو

ضفدع سبز

گذاشتن مكان موى كنده خون ضفدع را بعد نمىروياند آن موى را

شاهترج

عصارهء آن مخلوط با صمغ عربى ضماد كردن موضع موئى كنده را مانع است باز پيدا شدن موئى را

صمغ البلاط

گذاشتن بر اجفان نيز

خفاش

مغز خفاش مكان موئى كنده ماليدن مانع است پيدا شدن مرتبه ثانى را

جرذان

خون او تقطير كردن بر پلك چشم بعد كنديدن موئى ساعة مانع است برآمدن موئى را

قنه

ماليدن تا مثل عسل شود و ماليدن بر پلك چشم بعد كندن مو نمىروياند مو را و موى زايد را نيز

حجر اليهود

مثل اين گفته است هوقوطوس و ابن هيشم شعر زايد از پلك چشم در پنجم ماه يا بيست و پنجم ماه قلع بايد كرد و كحل كردن اين كحل را مجربست

علق

پنج يا هفت در كوزه سوخته و خاكستر او سحق كرده كحل كردن در حالت كنديدن مو باز پيدا نمىكند مو را
طب فريدى ( فارسى ) — صفحة 140 | حكيم فريد الدين