اينست كه سرنگون شود مريض بر آب گرم تا كه سرخ شود چهرهء او و داخل شود در حمام بعد ازين استعمال دوا كند -
باب 43 در علاج طرفه
گفته است جالينوس كه طرفه عارض مىشود از قىء عنيف و صوت بلند و از سرفهء قوى
حجل
زهرهء او و مرواريد غير مثقوب و مشك ازينها كحل ساخته اكتحالا دافع طرفه است
نانخواه
و زوفاى يابس بشير گاو كحلا نيز
فجل
قشر مدقوق آن طبخ كرده ضماد كردن دور مىكند طرفه را
زبيب احمر
منقى باريك كوفته طبخ داده تا كه مهرا شود ضماد كردن دافع طرفه است
فوتنج نهرى
كوفته طبخ داده تا كه مهرا شود ضماد كردن نيز
حمام
خون كبوتر در چشم قطور كردن نيز
اكليل الملك
طبيخ او يا عصارهء او قطور كردن در چشم نيز لبن الجوارى قطور كردن در ابتداى طرفه
ملح اندرانى
محلول در آب ترب و تقطير كردن در چشم نافعست
زوفا
طبخ داده در شراب و ضماد كردن طرفه مزمن را و تكميد كردن طبيخ آن را دافع طرفه است
بذر الكتان
لعاب او با لبن جوارى قطور كردن در چشم نيز -
كندر
مسحوقا با لبن جوارى قطورا نيز
كرنب
برگ مدقوق او طبخ كرده ضمادا نيز
راتينج
اگر باقى ماند در چشم اثر طرفه پس نقوع كن راتينج را در آب تا منحل شود و بگير جزئى كه صافست و تقطير كن در چشم
شياف
زائل مىكند اثر طرفه را زرنيخ اصفر و انزروت هر واحد يك جز مدقوق معجون بلعاب حلبه شياف ساخته كحلا دافع طرفه است
حلبه لعاب
او قطور كردن در چشم