او و شحم او عصاره گرفته مطبوخ با عسل تا مثل مرهم شود كحل كردن بمرات دور مىسازد ظفره را
اشق
دو درهم مثل غبار سائيده كحلا صبح و شام دور مىسازد ظفره را
حجر حبشى
دور مىسازد ظفره را كحلا نيز
ملح طعام
سوخة كحلا نيز
نوشادر
كحلا نيز
روشنائى
كحلا نيز
باسليقون
كحلا نيز
قطن
روغن حب آن و پارهء ضرف چينى مقشر مخلوط با دهن مذكور نگاه داشتن بر ظفره دور مىسازد ظفره را
ماعز
تلخه آن كحلا نيز
شياف قيصر
كحلا نيز
شب
دور مىكند ظفره را كحلا
مرجان احمر
كحلا نيز
زنجفر
نافع است كحلا
شياف اقليميا و مسحقونيا
و زرنيخ احمر و شكر اجزا برابر معجون بصمغ عربى محلول شياف ساخة كحلا دور مىكند ظفره را -
سرطان نهرى
خاكستر آن و مثل آن ملح محرق نافع است كحلا
طلا
نوشادر و قلقديس و ايرسا و نحاس محرق مثل غبار همه را سائيده در روز و شب طلا كردن بر ظفره دور مىسازد ظفره را البته
نطرون
مثل او كندر مسحوق كه بر آب گرم ريخة باشند و گذاشتن يك قطره ازين آب بر ظفره نافع جيد
ميعه
دخان او كحلا نيز
ملح
كحلا نيز
هليلج
آب خستهء او كحلا نيز
بلبوس
و زردى بيضه كحلا نيز
شياف قلقديس
جز ملح زرانى جز صمغ عربى نصف جز با شق محلول كحل كردن مجرب است دور مىكند ظفره را
دخان الميعه
و دخان كندر و دخان قطران و دخان المر اجزاء برابر كحل كردن نيز
لبن المراة
و كندر قطورا در چشم نيز
زرنيخ احمر
محلول با آب قطورا شب و روز بمرات نيز
صبر
محلول در آب بر ظفره قطورا شب و روز نيز گفته است رازى اجود علاج در ظفره