* نتو : ورم كردن
* نخاله سر : شوره
* نخس : احساس و ادراكى كه گويا خار و پيكان در بدن فرو مىكنند
* نزف الدم : خونريزى
Hemorrhage
* نزله : آبريزش
Catarrh
* نزول الماء : آب آوردن چشم
* نشف : جذب رطوبات
* نشوق : داروى مايعى كه با عسل آميخته در بينى كشند
* نصول : ج نصل ، پيكانها
* نضارت : تازگى ، شادابى ، خرّمى
* نضج : پخته شدن ماده بيمارى
Supp uration
* نطول : جوشانده دارو كه عضو مبتلا به مرض را با آن شستشو دهند
* نعاس : خوابآلودگى
* نعجه : ميش ماده
* نغنغه : موضعى بين زبان كوچك و رگهاى حلق ، دردى كه در حلق حس شود
* نفاس : خونى كه پس از زايمان از زن خارج مىشود
* نفساء : زن مبتلا به نفاس
* نفث الدم : خلط خونى
Hemoptysis
* نفوخ : دارويى كه خشك كوبيده و در بينى دمند
* نقوع : خيسانيده
* نكس : بازگشت بيمارى
Recurrence
* نمش : نقطهها و لكههاى سفيد و سياهپوست يا ناخن
* نمله : جوش ، بثورات پوستى
* نموست : چربى به همراه بوى عرق در سر
* نواصير : ج ناصور
* نوره : واجبى
* نهش : گزيدن
* نهوض : برخاستن ، بلند شدن
* وثى : لغزش يافتن و برآمدن استخوان از موضع خود بدون برآمدن تمامى آن
* وجع : درد
* وخز : احساس و ادراكى كه گويا سوزن در بدن فرو مىكنند
* وخم : سوء هاضمه ، همچنين به معنى بيمارى شبيه به بواسير كه در فرج پديد آيد نيز آمده است
* وذى : آبى كه پس از انزال خارج شود يا پس از بول آيد .
* وردينج : قسمى از رمد است و آماسى دموى مىباشد كه در پلك چشم ايجاد مىشود .
* ورك : سرين ، كفل
* ورم بن گوش : تورم پرده صماخ
Tympanitis
* ورم دماغى : ورم مغزى
Encep halitis
* وسايد : ج وساده ، بالشها
* وسخ : چرك ، موم گوش
* وسم : داغ
* وشم : كبودى
* وطواط : خفاش
* وطى : جماع
* وضح : پيسى ، بهق سفيد
Alphosis
* وعاء : ظرف
* ولوع : ميل شديد
* وهن : سستى
* هبا : گرد و غبار
* هتك : پاره شدن
* هرب : گريختن
* هزال : لاغرى
* هش : سست و نرم
* هشاشت : نرم و سست شدن
* هم : اندوه ، غم
* هموم : ج هم
* هوام : جانوران زهردار ، حشرات
* هيضه : وباى پاييزى ، اسهال شديد همراه با استفراغ
Sporadic cholera