Prolapsus of ey elid
* استسقا : طلب آب كردن ، گرد آمدن آب زرد در شكم
Ascites , Hydropsy
* استسقاى زقى : بيمارى كه در آن شكم ورم كند و ناف بيرون جهد و چون بيمار حركت كند صداى غلغل آب شنيده شود .
* استسقاى طبلى : نوعى استسقا كه شكم ورم كند و در آن آب جمع شود و از هر طرف كشيده شود و چون بر آن زنند آواز طبل دهد
Tympanites
* استسقاى كبدى : استسقاى ناشى از هپاتيت يا سيست كبدى
* استسقاى لحمى : آماس تمام بدن
Anasarca
* استطلاق بطن : شكم روش ، اسهال
* استغاثه : فرياد كشيدن
* استمراء : گوارش
* استنجاء : شستن موضع غائط و بول
* استياك : مسواك زدن
* اسفار : مسافران
* اسفل : پايينى
* اسقاط : سقط جنين
Miscarriage
* اسكار : مستكردن
* اسنان : دندانها
* اشقر : هرچه داراى رنگ سرخ مايل به زرد باشد ، سرخ و سفيد
* اصبع : انگشت
* اصطياء : شكار كردن ، صيدكردن
* اصل : بيخ ، ريشه
* اضائت : روشن شدن
* اطليه : ج طلاء .
* اطناب : پرحرفى ، زياد سخن گفتن
* اعالى : قسمتهاى بالايى هر چيز را گويند
* اعانت بر حمل : كمك به آبستن شدن
* اعراض نفسانى : بيماريهاى روانى
Mental illness
* اعرج : لنگ
* اعضاى رييسه : قلب و مغز و كبد
* اعياء : ماندگى ، درد مفاصل
* اغبر : خاكى ، خاك رنگ
* اغشيه : ج غشاء
* افتراش : جماع
* افضيه : جمع فضا ، مكانهاى فراخ
* افواه : ج فم
* افواه عروق : دهانه رگها
* اكال : خورنده عضو
* اكتحال : سرمه كشيدن ، به چشم كشيدن
* اكثار : افزودن ، بسيار كردن
* التحام : بهم پيوستن و بسته شدن جراحت
* التصاق پلك : بهم چسبيدن پلكها
* التواء : انحراف و پيچيدگى
* اليق : لايقتر ، سزاوارتر
* اماتت : از بين بردن
* اماله : داخل كردن مايعات در امعاء و احشاء از پايين جهت پاك كردن معده و رفع يبوست
* امتلاء : پر بودن
* املس : نرم ، هموار
* ام صبيان : جمع شدن مايع در سر نوزاد
Hydrocephalus of newborn
* امعاء : روده
* انارت : روشن شدن
* انبعاث : برانگيخته شدن
* انبوبه : فاصله بين دو بند نى ، لوله
* انبيق : ظرفى است براى تقطير مايعات و گرفتن عصاره و عرق .
* انثيان : بيضهها ، تخمدانها
* انحدار : پايين رفتن
* انخراق : پارگى
* اندمال : بهبود يافتن
* انسب : شايستهتر