مثقال آن با شراب جهت ضيق النفس و سپرز و تجفيف منى حتى آنكه چون سى و هفت روز يا كمتر يا زياده بياشامند قطع نسل مىكند و عقيم مىگرداند و چون مقدار يك درم تا يك مثقال آن را با شراب بياشامند جهت عسر النفس و اعيا و تسكين فواق و تسهيل ولادت مفيد و تا چهل روز جهت امراض طحال مفيد و چون برگ و تخم آن را با زيت بر بدن بمالند بدن را گرم و مواد بلغمى و سوداوى را تحليل نمايد و در ابتداى دوره حميات لرز آن را تسكين دهد .
بازى
به فتح با و الف و كسر زاى معجمه و يا به فارسى باز نامند .
ماهيت آن : از جمله طيور سباع شكارى معروف است اغبر مايل به سفيدى و زردى و منقط به نقطههاى سياه و بعضى سفيد رنگ مانند خروس سفيد مىباشد و اين بزرگتر از منقط آنست و پادشاهان آن را شاه طيور مىنامند و به جهت شكار تعليم و تربيت نموده و در حضور خود نگاه مىدارند .
طبيعت : گوشت آن در دويّم گرم و در سيّم خشك و منسوب به مشترى است .
افعال و خواص آن : بطىالهضم و ردى الغذا و محلل اورام و جاذب سموم به خود و پر سوخته آن جهت اندمال جراحات و قطور خون آن در چشم جهت رفع بياض و طرفه و به دستور زهره آن بغايت مؤثر و طلاى سرگين آن جهت جلاى آثار و حمول آن جهت اعانت بر حمل ، فرزجه و بخور آن جهت اسقاط جنين مفيد .
مولد قولنج ، مصلح آن ابازير است .
باشق
به فتح اول و الف و فتح شين معجمه و قاف معرب از باشه فارسى است و به عربى صقر و به هندى جره نامند .
ماهيت آن : از جمله جوارح طيور است و جثه آن كوچكتر از بازى است و در فعل از آن ضعيفتر .
طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك و منسوب به مشترى است . افعال و خواص آن : ليطفتر از بازى است چون گوشت آن را نمكسود كرده بسايند و سه روز با آب سرد بنوشند جهت سعال بارد و ربو و همچنين جگر نمكسود آن .
مقدار شربت آن : يك مثقال .
مهريارس گفته كه نيم درهم از زهره آن و به دستور دماغ آن جهت خفقان سوداوى مجرب و قطور زهره آن جهت نزول آب در چشم و بياض آن و طرفه قوىتر از زهره باز و طلاى سرگين آن جهت ازاله كلف مجرب و روغن آن كه آن را با پر و جميع اجزا در آب بجوشانند تا مهرّا شود پس صاف نموده آن آب را با روغن زيتون بجوشانند تا روغن بماند تدهين بدان جهت عرق النساء و وجع مفاصل و اعيا و تعب نافع و گويند از خواص آن آنست كه چون چشم آن را در پارچه كبودى بسته بر بازوى چپ بندند از طى مسافتها مانده نشوند .
باقلّا
به فتح با و الف و كسر قاف و فتح لام مشدده و الف مقصوره و چون لام را تخفيف دهند به الف ممدوده خوانند به لغت قبطى و مصرى فول و به عراق جرجر معرب گرگر و به سريانى و كوفى كرانيس و قواباوس و به لغت سنجرى كالوسك و بيستى كوسك نامند .
ماهيت آن : از حبوب معروفه است و در غلاف طولانى مىباشد و سر غلاف آن اندك كج و باريك و در هر غلافى دو سه تا چهار دانه تا هفت دانه نيز مىباشد و هر دانه قريب به بند انگشت كوچكى و بعضى ريزهتر و بعضى درشتتر و ما بين هر دانه اندك پردهاى فاصله و دانهها در غلافى و بر سر آن چيزى سياه رنگ شبيه به ناخن چيده هلالى شكل و مغز آن دو فلق يعنى دو حصه به هم پيوسته و پوست آن را و همچنين پوست لوبيا و مانند آن را غدفه و شمروخ گويند و سنوف نيز و پوست يك دانه را سنف خوانند .
طبيعت تازه آن : در اول سرد و تر و خشك آن در اول سرد و در دويّم خشك با رطوبت فضليه و گل آن گرم به اعتدال و لطيف و پوست اندرون آن مجفف و قابض .
افعال و خواص آن : محلل و منضج و سريع الانحدار از معده و غيره و مسدد و جهت تنقيه سينه و شش و تقويت آن و منع ريختن مواد رقيقه از دماغ و تسكين سعال و تقويت باه و رفع قرحه امعا و اسهال و قى و چون با آب و سركه بپزند و با پوست بخورند اسهال حادث از قرحه امعا و اسهال مزمن را قطع نمايد و آرد رقيق آن با روغن بادام و قند جهت سرفه و خشونت سينه و حلق نافع و آب مطبوخ آن جهت خشونت حلق و جلاى رطوبات و منع تولد حصات و تفتيح سدد و ضماد آن با آرد جو جهت ضربه و ورم پستان كه به سبب انجماد شير باشد در آن خصوصاً چون با سركه و نعناع پخته باشند و با حلبه و عسل جهت تحليل دمل و ورم بن گوش و زير چشم و با كندر و گل سرخ و سفيدى تخم مرغ جهت برآمدگى حدقه و با گل خطمى و امثال آن جهت ورم خصيه و اورام حاره و پخته آن با شراب جهت ورم حالبين و رفع كلف و نمش و تحليل خنازير خصوصاً با آرد جو و شب يمانى و روغن زيتون كهنه و با پيه خوك جهت نقرس مجرب دانستهاند و چون باقلاى تازه را دو حصه كنند و طرف اندرون آن