تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
و پارچه كرباسى را تر كرده سر طاس را بدان مىپوشند و به بادزن بر آن باد مىوزند پس برآورده آن دو صراحى مكرر و سه كرر را با آب صراحى جديد يك بار شسته در ظرفى ريخته مىآشامند و بايد كه در صراحىها مطق سوراخى نباشد كه آب شوره در آن نفوذ كند و داخل شود و شور سازد و بدان كه زمان گردانيدن و حركت دادن صراحىها را در آن آب شوره حدى است معين كه كمتر از آن خوب سرد نمىگردد و زياده بر آن گرم مىشود و معيار آن موقوف به عمل است و اين آب مادام كه خوب سرد است لذيذ و خوشگوار است و چون سردى آن زايل گشت بدمزه و ناگوار مىشود و شايد در بعضى امزجه مضر باشد .

ابن عرس

به كسر همزه و سكون باى موحده و نون و كسر عين مهمله و سكون را و سين مهمله به فارسى راسو و موش خرما و به هندى نيول و به فرنگى تنكويس نامند . ماهيت آن : حيوانى است معروف شبيه به موش و سر و پاى آن درازتر از موش و از آن بزرگتر و موى دم آن افشان و در مصر در خانه‌ها بسيار الفت مىگيرد و آن را عرسه نامند . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك . افعال و خواص و منافع آن : صرع و استسقا و سموم بارده و نقرس و خنازير و درد گرده و مفاصل را نافع و مبهى و مقوى جگر و محلل رياح و خار و پيكان را جذب نمايد . گويند چون آن را ذبح نمايند و به جاى نمك گشنيز بر آن پاشيده خشك نمايند و تناول كنند جهت صرع و گزيدن هوام بهترين دوايى است و همچنين خوردن مغز سر آن يا گوشت آن را با سركه و يا خون آن را با آب و عسل و به دستور ( چشم ) « 1 » خشك كرده آن و طلاى خون آن جهت صرع و خنازير مفيد و چون گوشت آن را با شبت و روغن كنجد يا روغن زيتون نارس يا به بخارات پخته بخورند محلل رياح غليظه و مقوى جگر و موافق اصحاب استسقا و بارد المزاج و فادزهر سموم است و چون پوست آن را كنده و جوفش را پاك كرده نمك اندوده در سايه خشك كنند و دو مثقال آن را با شراب بخورند جهت سموم هوام و دفع زهر طفسيقون مفيد و چون با گشنيز و نمك انباشته تناول نمايند جهت امراض مذكوره و باد سموم نافع و گويند مهيج شهوت باه و دور كننده برودت است و ضعف كبد را نافع و ضماد گوشت آن گرماگرم جهت درد كمر و مفاصل و جذب سم و خار و پيكان از بدن مؤثر و حكيم مير محمد مؤمن نوشته كه گويند چون كعب آن را در زندگى آن بيرون آرند و بر ران زن آبستن تعليق نمايند وضع حمل كند و صاحب اختيارات نوشته كه چون بر زن بندند حامله نشود و در ما لا يسع و تذكره انطاكى و جامع ابن بيطار نيز چنين است كه اذا علق على المراه لم تحبل و گويند چون مثانه آن را خشك نموده سه درهم آن را ساييده با شراب ريحانى بخورند عسر البول را مجرب است و چون ابن عرس را ذبح كرده آلايش شكم آن را دور كرده با روغن زيت يا كنجد طبخ نمايند چنانچه سوخته گردد پس صاف نموده آن روغن را نگهدارند و عند الحاجت بر اوجاع مفاصل و نقرس و اوجاع ساير اعضاء و رياح و بواسير بمالند بىعديل و مجرب است و نيز گويند چون ابن عرس طعام زهردار را بيند موهاى بدن آن ايستاده گردد و مار را چون بيند بكشد و بخورد و از اين جهت گوشت او جاذب سم و ترياق سموم است . مضر محرورين مصلح آن سركه و كاسنى و انار ترش و مضر به احشا و مصلح آن در روغن زيتون و كنجد پختن است .

ابو خلسا

به فتح همزه و ضم باى موحده و سكون واو و فتح خاى معجمه و سكون لام و فتح سين مهمله و الف اسم يونانى است و به عربى حناء الغول و خس الحمار و اروسه و رجل الحمامه و شنجار به شين و نون و جيم و الف و راى مهمله كه معرب شنگار به گاف باشد و شيفار و به سريانى عاقرشمعا و حالوما و كحلا و كحيلا هر يك به عربى اسم نوعى از ابو خلسا است و هرقلو و هرقلوى و هيقيلوس نيز گويند و به فارسى هوجويه و به هندى رتن جوت . ماهيت آن : گويند چهار صنف مىباشد : اول صنف گياهى است و برگ آن شبيه به برگ كاهو و باريك‌تر از آن و با خشونت و سياه رنگ و ساق آن مزغب و شاخ‌هاى بسيار روييده از حوالى بيخ آن و ملاصق زمين و خاردار و گل و دانه آن سياه و بيخ آن به قدر انگشتى و بسيار سرخ و اين قسم را عوام بغداد عرق فالوذج و به بعضى لغات فنجيون به فا و نون و جيم و ياى مثناة تحتانيه و واو و نون و به عربى حميرا به سبب بسيار سرخ بودن آن نامند و قوّت آن تا چهار سال باقى مىماند . ماليقى گفته رنگ آن در تابستان سرخ مىگردد مانند رنگ خون و چون به دست برسد رنگ مىگرداند آن را و منبت آن زمين‌هايى است كه خاك آن طيب باشد . طبيعت آن : گرم و خشك است در اول درجه دويّم . افعال و خواص و منافع آن : محلل اخلاط مرارى و مالح و قابض اسهال و مدر حيض و دابغ معده و مجفف و آشاميدن عصاره يا طبيخ آن با شراب مسمى به ماء القراطن جهت درد سپرز و جگر و نقرس و درد گرده و تفتيت حصات و يرقان و تبهاى كهنه و طلاى آن با سركه جهت بهق و تحليل خنازير و با روغن گل جهت سوختگى آتش و جراحات و تشقق جلد و قيروطى آن كه
هامش
( 1 ) . فقط در نسخه ب