كدوى تلخ قسمى ازوست كه تخمش تلخ نباشد گران است گويند سبك و مبهى و دافع فساد بلغم و صفراء است و آنچه تخمش تلخست سرد است و مقوى دل و دافع فساد زهر و سرفه و صفرا و تخمش در هر آخر ماه آورده سائيده بست و يك بار تسقيه به آب ادرك بدهد و از آن روغن كشند و در شيشه نگاهدارند روغن مذكور در بست يك روز بر اعضاء مالند محكم گردد و گويند زيبق درين روغن بسته گردد و بيخ تونبرى تلخ كه تخمش نيز تلخ باشد در كسوف بستاند و ما دام كه در كمر باشد امساك شود
تورئى
بضم تاء فوقانى و سكون واو و فتح راء مهمله و كسر همزه و سكون ياء تحتانى و بحذف همزه و كسر راء مهمله مشهور است تلخ و خشك و سبك و پزندهء مادهء خام و دافع اماس اعضاء و زردى بدن و استسقاء و امراض سپرز و جذام و بواسير و فساد بلغم و صفرا و قسمى ديگر ازو
گهيه
گويند بكسر كاف فارسى و خفاء هاء و فتح ياء تحتانى و هاء بسيار چرب است و سرد ليكن محدث تپ سرد و فساد بلغم و قسمى ديگر ازين هر دو كلان است كه آن را اره گويند بفتح همزه و تشديد راء مهمله و سكون هاء و آن ملين و دافع فساد صفرا و بالجمله تورى ثمر تره هنديست كثير الوجود در اكثر بلاد هند و مردم هندوستان در خانها بكارند و گل آن بسيار خوشنما زرد رنگ و تره او بياره بسيار مىدادند و اگر قريب درخت و ديوار باشد برو شيره و برگ آن مشابه ببرگ انگور و بر پشت آن زغب بسيار بود و ثمرش سبز و خياره دارد و به قدر دو گره و سه گره و فربهى او به قدر نر انگشت و زياده از آن ليكن قسم دوم و سيوم در كلانى و فربهى زياده از قسم اول و قسم اول لطيفترين اقسام است خصوص آنكه نو برآمده باشد و كوچك و نرم بود و مزاجش نزد راقم سرد و تر است و ملين و دافع حرارت مزاج و مضعف معده و بامزجهء يابسه مناسب و در هندوستان مزوره از براى محموم ازو مىدهند و در قسم دوم دسومت زياده و در قسم سيوم كم از اول
تورى
بضم تاء فوقانى و فتح واو و كسر راء مهمله و سكون ياء تحتانى مشهور در ارهر گذشت بدون ياء تحتانى نيز آمده و عوض واو همزه هم آمده
تودپرنى
بضم تاء فوقانى و سكون واو و فتح دال مهمله و باء موحده