اسم دستنبويه است قريب به خواص خرپوزه خام است نزد راقم و چون عطريت دارد مقوى دل و دماغ است ليكن سريع التعفن است و حمى عفنيه ازو تولد كند و او را باريك تراشيده مثل فالوده در شربت گلاب و نبات مىخورند در تقويت دل و دماغ مىافزايد
فصل الياء التحتانى
پيابانسا
بكسر باء فارسى و فتح ياء تحتانى و الف و باء موحده و الف ثانى و خفاء نون و سين مهمله و الف ثالث بعضى نوشتهاند كه اسم باد آورد است و بالجمله نباتى است مشهور قسمى است از بانسا و هر دو در صحرا و خرابها يافته مىشود و درختش تا به قدر قامت انسان و اكثر ازو كوچك و شاخها بسيار دارد و از بيخ شاخها مىرويد برگش در ابتداء كوچك طولانى نوكدار و چونكه درختش كلان شود برگ هم عريض و طويل شوند به قدر برگ جامن و خارها بر گرههاى شاخ او مىباشد و گلش رنگين زرد و قسم اول بىخار و گلش سفيد و هر دو باد افزا و مصفى حنجره و گلو و دافع فساد بلغم و صفرا و خون و سرفه و ضيق النفس و تپ و غثيان و پرميو و جذام و دق و مسواك از شاخ او به جهت تشديد لثه و اسنان به تجربه بعضى اعزه آمده است و پيابانسا را مقوى و مسود موى و دافع زهر و جرب و مزاج گرم نوشتهاند و سرخ باده و جذام دفع نمايد
پيتل
بكسر باء فارسى و سكون ياء تحتانى و فتح تاء فوقانى و سكون لام يعنى برنج كه از تراكيب فلزات موجود مىشود معتدل در سردى و گرمى و خشكى دافع فساد باد و بلغم و يرقان و سپرزد دو قسم بود يكى را پيتل گويند و دويم را سون پيتل و بعضى سرد نوشتهاند
پيپل
بكسر باء فارسى و سكون ياء تحتانى و فتح باء فارسى ثانى و سكون لام درخت هنديست بسيار بزرگ و مشهور و برگ بسيار دارد و مدور به قدر كف دست و نوكدار و نوك او زائده به قدر ربع گره و در ميان برگهاى او رگهاى متفرق و نمايان و در ابتداء نشو سبز بود چون پخته شود مائل بزردى گردد و دافع فساد صفرا و بلغم و خون و دماميل و بثور پوست درخت او را بجهة امساك منى و غلظ آن و تقويت كمر و منع