تحليل نمايد راقم در بيضه و درد شكم به قدر دو ماشه و زياده و كم از آن در گلاب سائيده استعمال نموده نفع كلى بخشيد در سفرى طعام بشب گذاشته بودند و چند كس صبح آن طعام را خوردند همهها قى نمودند و قى بند نمىشد و بر اعضا بعضى اثر كمودت و تيرگى ظاهر شده بود و دواء ديگر همراه نبود والد ماجد غفر اللّه له همين دوا در گلاب سائيده به اوزان مختلف استعمال فرمودند نفع كلى بخشيد و در صورتى كه قى بند نشود مكرر استعمال دواء نمايند اخر الامر قى بند شود
پپوتن
بفتح باء فارسى و ضم باء فارسى ثانى و سكون واو و فتح تاء فوقانى هندى و سكون نون نهالش به قدر گز و زياده و كم از آن و شاخهاى باريك دارد برگش به قدر يك گره نوكدار دانها به قدر دانه عنب الثعلب در ابتداء تكون سبز و آخر سرخ رنگ مىگردد برنگ گهونگچى و بالاى دانها غلاف باريك بود برگهاى او را اگر گرم نموده بر اورام بندند تحليل اورام نمايد و بيخ او را در آب سائيده در ناصور بياندازند يا فتيله به آن اندوده كرده در سوراخ ناصور گذارند در چند روز ناصور و زخمها مندمل شود
فصل التاء الفوقانى
پتهون
بكسر باء فارسى و فتح تاء فوقانى و خفاء هاء و فتح واو و سكون نون اسم پرشت پرنى است
پت پاپرا
بكسر باء فارسى و سكون تاء فوقانى و باء فارسى ثانى و الف و فتح باء فارسى ثالث و راء مهمله و الف ثانى تلخ و سرد و سبك و قابض شكم و دافع فساد صفرا و بلغم و خون و سوزش اعضا و گردش سر و تشنگى و تپ و بادانگيز به فارسى شاهتره گويند
پتاشه
بفتح باء فارسى و تاء فوقانى و الف و فتح شين معجمه و هاء اسم فانيذ است
پته
بكسر باء فارسى و تشديد تاء فوقانى و فتح آن و سكون هاء زهره جميع حيوانات است گرم و خشك و در ديگر خواص در ميان خودها تفاوت دارند اگر زهره بخورند درد گرده رفع شود و اگر با كافور و روغن ماده گاو در گوش كنند درد دندان بر طرف سازد و اگر زير ناف كودك طلا نمايند شكم براند و زهره گاو را در گوش دردناك اندازند تسكين درد ريحى و بلغمى نمايد