يونانى به صفراغون مكتوب است
پاج
بفتح باء فارسى و الف و جيم اسم نوع زمرد است
پاچ
بجيم فارسى دواء هنديست خوشبو كه آن را عفلك هندى گويند
پائى
بفتح باء فارسى و الف و كسر همزه و ياء تحتانى مجهول
پائچه
بفتح باء فارسى و الف و كسر همزه و فتح جيم و هاء نيز گويند اسم كراع است
پاتلا
بفتح باء فارسى و الف و كسر تاء فوقانى و لام الف اسم پادل است
پارچات
بفتح باء فارسى و الف و سكون راء مهمله و فتح جيم فارسى و الف و تاء فوقانى
پار بهدر
نيز گويند بفتح باء فارسى و الف و راء مهمله و فتح باء موحده و خفاء هاء و تشديد دال مهمله و سكون راء مهمله كف و پيه و كرم و اماس و باد را دور كند و منى زياد نمايد و موچرس صمغ اوست
پالنكا
بفتح باء فارسى و الف و فتح لام و سكون نون و فتح كاف و الف اسم پالك است
فصل الباء فارسى
پپيها
بفتح باء فارسى و كسر باء فارسى ثانى و سكون ياء تحتانى و خفاء هاء و الف جانور مشهور است شعراء هند اكثر در اشعار خودها بانواع بستهاند در موسم برشگال شبها آواز نمايد كه سبب هيجان سوزش عشاق گردد و گوشتش دافع فساد باد و بلغم و بالخاصه دافع صفراست
پپيته
بفتح باء فارسى و كسر باء فارسى ثانى و سكون ياء تحتانى و فتح تاء فوقانى و خفاء هاء و بعوض هاء الف نيز آمده
پپيتا
دواء مذكور مستعمل اهل فرهنگ است گويند از چند سال بظهور آمده خواص او نه در كتب يونانى و نه در كتب هنديست از انجا كه اين دوا در ديار ما بسيار مستعمل گرديد لا جرم خواص او را از متراجم فرنگ درين رساله معه تجربه خود مرقوم ساخته تخمى است مدور غير تام در بعضى اندكى طول زياده و مقدار به قدر فلوس و در وسط پست و بلندى دارد تيره رنگ و در بعضى تيرگى زياده و در بعضى كم در خواص نوشتهاند كه اگر كسى اين تخم را در دست خود به ريسمان ببندد اثر جادو و سحر به او نرسد بلكه باعث انعكاس گردد و اثر جادو به جادو كننده رسد و اگر به خوردن كسى كه زهر خورده باشد