باعث دفع درد ضربه و سقط به فارسى زرد چوب گويند و قسمى ازوست كه آن را آبتى هلد گويند و در الف گذشت دور مشهور ياء تحتانى بر لفظ هلد اضافه مىنمايند يعنى هلدى گويند
هلهل
بضم ها و سكون لام و ضم ها و سكون لام ثانى تخم آن سياه و بسيار كوچك و مدور و در وسط اندكى كواكى دارد و پهلىها باريك و كوچك دارد و نهالش به قدر يك گز و كم و زياد و از آن و برگش خورد از طرف شاخ باريك طرف دويم گنده و در اكثر شاخ پنج عدد شود و از ان ساگ سازد و بخورند حار و نيز بود و قولنج و استسقاء و ريش دويم و درد گوش دور كند نافع ورم و برص و جذام و آب برگ او در گوش چكانيدن براى درو آن نافع و بتجربه رسيده است
هلدو
بفتح تاء و سكون لام و ضم دال مهمله و سكون واو اسم درخت است كه چوب وى در عمارت به كار برند و خواص درو دارهلد گذشت
فصل النون
هنگوت
بكسر ها و خفاء نون و ضم كاف فارسى و واو مجهول و تاء فوقانى هندى درختى است برى گرم و دافع جذام و دماميل و بثور و فساد زهر و آسيب جن و برص كرم معده و ثمر او بعضى به قدر هليله كابلى كه خورد و باريك باشد و بعضى كلان از هليله بود و پوستش چون خشك شود مثل پوست هليله گردد و درختش انبوه دارد و به قدر درخت نيب كه خورد بود مىباشد و چون ثمر او را حركت دهند خسته او آواز دهد و دافع فساد بلغم و باد
هنس پدى
بفتح ها و خفاء نون و سين مهمله و فتح باء فارسى و كسر دال مهمله و سكون ياء تحتانى اسم روئيدگى است بر روى زمين افتاده مىباشد شاخهاء باريك و برگ كوچك دارد مثل دودى سرد است و گران و دافع فساد خون و زهر و دماميل و بثور و جوشيدگى و سوزش اعضاء و آسيب جن و فساد زهر عنكبوت و حابس اسهال
هنگ پترى
بكسر ها و خفاء نون و ضم كاف فارسى و كسر باء فارسى فتح تاء فوقانى و كسر راء مهمله و سكون ياء تحتانى و ميم مضموم و واو ساكن و لام مكسوره و ياء تحتانى ساكن عوض لفظ پترى نيز آمده يعنى
هنگ مولى
و بفتح باء فارسى و خفاء ها و سكون لام اعنى