گويند برگ كلان دارد و برو خملها بود مثل آنكه در هندوستان آستين را از پارچه نارجيل مىچينند
باب الواو
فصل الالف
واسن
بفتح واو و الف و فتح سين مهمله و سكون نون اسم بهار و آن را بوتىفريد نيز گويند و در با گذشت
والو
بفتح واو و الف و ضم لام و سكون واو ثانى اسم ريگ است هرگاه بر اعضاء سرد شده و باد گرفته گرم ساخته بندند نفع بخشد
والان خورد
بفتح واو و الف و خفاء و ضم خاء معجمه و خفاء واو و راء مهمله و سكون دال مهمله گرم و خشك است طبع را نرم كند و بوى او خواب آورد و روغن وى چون بر ماندگى طلا كنند سود دهد و برگ او معده را زيان دارد اسم شبت نوشتهاند و والان بزرگ اسم باديان است
فصل الجيم
وجهركهار
بفتح واو و تشديد جيم و خفاء ها و سكون راء المهمله و فتح كاف و خفاء ها و الف و سكون راء مهمله بعضى اسم نوساگر نوشتهاند در بعضى نسخ مركبات معلوم مىشود كه نمك زقوم است شاخهاء آن را خشك كرده ريزهريزه نموده سوخته درست مىنمايد
فصل النون
ونگ
بفتح واو و خفاء نون و سكون كاف فارسى اسم بنگ است كه مشهور بقلعى است
فصل الياء التحتانى
ويدورى
بفتح واو و سكون ياء تحتانى و ضم دال مهمله هندى و سكون واو و كسر راء مهمله و سكون ياء تحتانى و عوض واو اول باء موحده نيز آمده يعنى بيدورى اسم عين الهر است و مشهور به لهسنيه است گرم و ترش بود قولنج دفع نمايد و گويند عين الهر نسبت به ذَنَب دارد و گوميدك برأس و نيلم بزحل و الماس بزهره و پكهراك به مشترى و زبرجد بعطارد و مرجان بمريخ و مرواريد به ماه و ياقوت به افتاب
ويروچن
بكسر واو و سكون ياء تحتانى و ضم راء مهمله و سكون واو و فتح جيم فارسى و سكون نون و بعوض واو باء موحده نيز آمده است يعنى سپروچن صاحب قاسمى نوشته كه اسم سنگريزه است و بعضى گويند اسم بعضى اقسام جواهر است
باب الهاء الهوز
فصل الالف
هارسنگار
بفتح ها و الف و سكون راء مهمله و كسر سين مهمله