تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تأليف شريفى ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
با روغن گاو و در چسيت و بيساكهه با شهد و در جيتهه و آساره با شكر و ماكهه و پهاگن يا كانجى و گوارد كاتك با شير گاو و اگهن و پهوس با دوغ و از مجربات داراشكوهى است كه بيخ مندى در ظرف مسين بدته چوب نيب سحق نمايد همراه آب چندانكه بسياهى آيد پس قدرى پنبه درو تر كرده نگاه دارد و هنگام درد چشم قدرى ازين در آب تر كرده بر چشم دارد و تسكين درد نمايد و شفا بخشد و قسمى ازو مسمى است به مهامندى يعنى مندى كلان كه گلش در بزرگى به گل كدام ماند و در افعال موافق به هيو كدم است

من

بفتح ميم و سكون نون به فارسى مهره مار و به عربى حجر الحية گويند سنگى است در قفاى افعى مىباشد ليكن در همه افعى نمىباشد چون از گوشت جدا كنند نرم بود پس از اثر هوا سختى پذيرد و خطوط برو باشد بعضى برنگ مار و بعضى سياه امتحانش آنست كه او را بر جامه صوف سياه يا كبود بمالند سفيد گرداند و نيز نشانى اصالت آنست كه اگر بر زخم گذارند چسبد و نگذارد تا آنكه تمام اثر زهر نگرد و گويند هرگاه در شير گذارند اثر زهر در شير بيايد و باز اعاده قوت مهره مار گردد و هركه آن را بخورد يا بر زخم مار گذارد نفع از زهر مار دهد

مند

بفتح ميم و خفاء نون و دال مهمله يعنى جغرات خوب نه بسته افزاينده اخلاط ثلاثه و اطباء هند جغرات را گرم و تر نوشته‌اند و بهترين جغرات جغرات گاو است و جغرات قابض شكم بود

مندتا

بفتح ميم و خفاء نون و كسر دال هندى و تاء فوقانى و الف يعنى ميده گندم را به آب بسيار تنك كرده بدست شوراند چنانچه مكرر دست برهم زنند پس آن را به قدر كف دست درو ديگچه اندازند و روغن زرد داغ شده بقاشق بريزند تا بريان شود و پس انگاه در قوام نبات اندارند و بعضى قدرى زعفران و الايچى مثل ان داخل نمايند و بعضى عوض نبات قند سياه بياميزند

منسل

بفتح ميم و سكون نون و كسر سين مهمله و فتح آن مشهور سكون لام تلخ و تيز و گران و ملين دافع زهر و بلغم و