غذاء محمود دهد چون صاف نمايند بطعم شيرين و بادانگيز و قابض شكم و بعضى ملين نوشتهاند و دافع بلغم و بر همزدگى طبيعت و تب ليكن كرم شكم تولد كند
مور
بضم ميم و واو مجهول و راء مهمله گوشتش گرم و مبهى و مقوى اعضاء و دافع امراض گوش و سردى و خشكى بدن و اشتها آورد و خرد افزايد و موى سر و نور چشم و افروزنده رنگ و مصفى اواز گلو و سودمند است خوردن گوشت او در فصل بهار و زمستان و مضر است در تابستان و برشگال و به فارسى طاوس گويند
مولتها
بضم ميم و واو مجهول و فتح تاء فوقانى و خفاء ها و الف اسم سعد است تلخ و زمخت و سرد و قابض شكم و هاضم و دافع فساد خون و بلغم و صفراء و تشنگى و تپ و كرم شكم
موكل
بضم ميم و سكون واو و فتح كاف و سكون لام قابض شكم و گران و مقوى اعضاء و دافع صفراء و باد و مشتهى طعام و بسيار مبهى
موم
بضم ميم و سكون واو و ميم ثانى و مدن نيز گويند نرم و چرب است و دافع الم سقطه و ضربه و مدمل و ملحم دماميل و استخوان شكسته درست مىكند و دافع فساد باد و خون و جذام به عربى شمع گويند
مولى
بضم ميم و سكون واو و كسر لام و سكون ياء تحتانى
مولنگى
نيز گويند باضافه نون و كاف فارسى بعد از لام و
مولگ
هم گويند عوض ياء تحتانى كاف فارسى گرم و نارسيده او گرم و سبك و مشتهى طعام و مصفى آواز گلو و دافع امراض گلو و فساد قوت شامه و فاسد اخلاظ ثلاثه و خشك و هى سبك و دافع اماس اعضاء و به جهت بواسير و سنگ كرده بسيار مفيد و نمك و ترب كه خشك كرده او را سوخته بطور مرضوض مرتب مىسازند مدر و رافع حبس بول و با ضم
موتى
بضم ميم و واو مجهول و كسر تاء فوقانى و سكون ياء تحتانى در خاصيت مطابق بچندركانت كه در حرف جيم فارسى گذشت
مونگا
بضم ميم و سكون واو و خفاء نون و كاف فارسى و الف اسم مرجان است در خاصيت موافق بياقوت سرخ است
مولسرى
بضم ميم و سكون واو و لام و كسر سين مهمله و راء مهمله و سكون ياء تحتانى و بكل نيز گويند مثير و زمخت و سرد و ميكر