تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تأليف شريفى ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣

كونه

بفتح كاف و سكون واو خفاء نون و ها مشهور به ارجن ردكه است

كؤو

بفتح كاف و ضم همزه واوى و سكون واو ثانى درختى است در كشمير كثير الوجود گرم است و دافع پرميو و ناصور و فساد زهر و كرم شكم و فساد بلغم و جذام و ثمر آن بلغم افزا و صمغ او گران و مبهى و دافع فساد باد

كودو

بضم كاف و سكون واو و فتح دال مهمله و سكون واو غله مشهور است دهاقين اكثر ازو غذا مىكند گران است و مقوى

كونج

بكاف مضموم و مد آن و سكون واو خفاء نون و جيم كلنگ است گوشتش دافع فساد باد و بحذف واو نيز آمده است و بضم كاف بدون مد و جيم فارسى دواء هنديست اگر پهلى او به بدن برسد خارش عظيم درو پيدا شود و چون بفضله كاو و آب سرد بشويند خارش بر طرف گردد و تخم وى مشابه به تخم لوبيا بود و ازو كلان و براق مايل بسيارى و صلب و چون سر تخم كونچ تراشيده بر نيش عقرب بگذارند به‌چسپد و زهر او به خود بكشد و چون تمام كشد خود به خود از زخم جدا گردد و بسبب جذب كردن زهر كلان و فربه شود شيرين بود و منى بيفزايد و امساك كند و غلظت منى مىنمايد و خون كه با صفراء اميخته بود دفع سازد و ريش كهن را زايل گرداند و در ادويه مغلظه و مقويه و ممسكه اكثر باستعمال آمده و باضافه ها در آخر يعنى

كونچه

نيز آمده و كانچكورى نيز آمده

كودئ

بفتح كاف و سكون واو و كسر دال مهمله هندى و سكون ياء تحتانى كه به فارسى خر مهره گويند تيز و شيرين و سرد و نفاخ بود و صفرا و حرارت دفع كند و دافع امراض چشم و آبله بدن چون او را سوخته در گوش دمند بجهة خشك كردن قروح آن بتجربه رسيده است و به جهت خشك ساختن جراحت قضيب كه بسبب آتشك بهم‌رسيده باشد با ادويه مناسبه كه نسخه آن در علاج الامراض مرقوم است بسيار مفيد

كوال

بفتح كاف و واو و الف و سكون لام كوّا نيز گويند بفتح كاف و واو مشدد و الف به فارسى زاغ گويند و كلاغ نيز به عربى غراب گويند خواص او در كتب يونانى مفصل مذكور است

كوكر

بضم واو و فتح كاف ثانى و راء مهمله