تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
قرين اين بندر نيست . مدخل و مخرج اكثر ولايات سوريه از اينجاست . حاصلات ارضيه از هر قبيل حبوبات و فواكه در آنجا به عمل مىآيد . محصولات صناعيه از الجهء شام و عباى جونيه و منسوجات حريريه به خصوص در نواحى شهر بيروت به غايت ظرافت و نظافت به عمل مىآيد . ابريشم اينجا را اكثر تجّار ترجيح به ابريشم شكى و شيروان و گيلان مىدادند و بدين واسطه اطراف شهر اكثرى توت‌زار است . چه بسيار است درختان پرتغال و نارنج در چنين راهى كه از بيروت به شام و سعديه مىرود . اطراف و جوانب شهر چون روضهء ارم خرّم و بلبل با گل در چهار فصل همدم . هرگز در آن باغ و زاغ‌باد گرمى كه موجب پژمردن نهال قامت عروسان گلبن و باد سردى كه مايع افسردن طراوت شاهد شهر و گلشن باشد نوزيدى . همانا باغبان بهارى با غارتگران خزانى يار گشته تا فواكه الوان با رياحين رنگارنگ در بساط سبزه بگستراند و گل و ميوه را باهم به بازار آرند . اوراق درختان در جنان از جنبش صبا بسان هزار دستان قصص بستان به دوستان سرودى . درختان ميوه‌دار با گلبنان سايه‌دار در همه‌جا دوش‌به‌دوش دست در آغوش بودندى . چنان‌كه گلها پيوسته از دميدن نسيم خنك در مرغزار نشو و نما نمودندى . اهالى شهر نيز بسان ساكنين خلج به هرسو و به هر كو چميدندى . از حسن و ملاحت پيران و جوان تحير بر مسافرين روى مىداد . مردان اهل شهر صغيرا و كبيرا به تجارت و كسب مشغول‌اند . و زنان آنى از زردوزى و حريربافى و پشم‌ريسى آسوده نيستند . همين است كه سود تجارت را فهميده با همهء مكنت و ثروت بيكارى و بيعارى را اشعار خود نساخته‌اند . همه ساكنين اين زمين از صفات ذميمهء بخل و حسد مبرّاى و ارباب قناعت و مدارا و به هنرمندى معروف و به كارگرى مشهور ، در نظافت و پاكيزگى و علم و ادب بىنظيرند و در رسم سياست مدن ، دانا و خبير و با هموطنان خود در كمال اتفاق و با غربا و بيگانگان در اعلى درجهء مهربانى و ايتلاف . لباس اكثر مردم شهر به طرز لباس فرنگيان است مگر بعضى كه به همان لباس