بيست و ششم ذى حجة الحرام
امروز پس از ظهر چهار ساعت و نيم به غروب مانده از بئر التفله شدّ رحال گرديد . در بين راه بعد از قطع مسافتى به گردنهء سختى رسيديم مسمّى به ثنيهء اسفان [ عسفان ] ، بعد از گذشتن از ثنيه در وسط راه محرابى و چاه بىآبى ديده شد . مذكور داشتند كه در ازمنهء سابقه دو طايفهء عرب با يكديگر منازعه كردند .
بعد از محاربه در اين مكان مصالحه نموده و همين دو علامت را آثار صلح قرار دادند .
فى الجمله بعد از چند ساعتى ، سه ساعت و نيم از شب رفته وارد منزل عدف گرديديم . اين منزل در دامنهء كوهى اتفاق افتاده و به غير از چند خانهء اعراب در اين مكان عمارتى نيست . درختانش اغلب درخت گز و علفش بوتهء حمص بود و در اين فصل زمستان به جهت سبز بودن اين گياهها ، كوه و صحرا كلا سبز بود . جمّالان بوتههاى آن را چيده به شتران مىدادند .
بيست و هفتم شهر ذى حجة الحرام
امروز دو ساعت از روز رفته قافله كوچ كرد . بعد از طى دو فرسخ به ابتداى بيابان وسيعى رسيديم كه تا چشم هرقدر كار مىكرد و از چهار سمت مانعى نبود . اين وادى تا سه منزل راه بدين طريقه ، مسطّح و هموار بود . سمت غربى اين بيابان به مسافت پنج ميل كم و زياد ، منتهى مىشود به بحر احمر كه قدرى پيشتر رفتيم ، دريا نمايان شد . كشتىهاى بادى كه نزديك به سواحل حركت مىكردند پيدا بود . تا دو منزل اين راه از كنار دريا واقع است . وقت غروب به منزل فضيمه رسيده ، نزول كرديم . اين منازل اسمى بلا رسم دارد . در حقيقت جاى توقف و سكون نيست . آب نداشت . مىبايست به مسافت بسيار بعيدى چند نفر از خود اعراب كه بلد آنجا هستند بروند آب در مشكها براى حجاج بياورند .
آبى در نزديكىها بود ، ولى شور ؛ باوجود اين آن هم با كمال زحمت تحصيل مىشد . آب شيرين را بايد احتياطا از منزل پيش تدارك كرد . ملزومات ديگر به