احرام حج عمرهء مفرده را از اين مكان ببندند . در اين مكان مسجدى است مسمّى به مسجد عمره و حوض آبى و بعض دكاكين و قهوهخانه نيز در اين مكان است .
چند نفر عسكر نظامى در اين تنگه ايستاده به هر نفر شترى يك ريال فرانسه از جمّالان مىگرفتند . با جمّالانى كه به جدّه مىرفتند نيز همين معامله را داشتند .
گفتند اين وجوهات عايد كيسهء شريف مىشود .
خلاصه بعد از طى دو فرسخ راه به موضعى ديگر رسيديم كه آثار مسجدى در آنجا بود . مذكور نمودند كه همين مكان در ازمنهء سابقه ، حدّ عمرهء مفرده بود كه اكنون متروك گشته . نصف شب به جايى كه موسوم به وادى فاطمه بود رسيده نزول كرديم . اتفاقا در حين ورود يكى از دزدان عرب كه در پى فرصت بود در وقت تاريكى شب از سر حاجى عبد العلى تاجر اردبيلى زده ، آن بيچاره را مدهوش انداخته 150 تومان كه در كيسه داشت برده بود . و غير از اين هم از زاد راحلهء حجاج در همين منزل زياد به غارت بردند . در اين وادى ، چشمهء شيرين صافى است . در وقت بيرون آمدن زياد گرم و بعد از كمى جريان ، سرد مىشود .
بيشتر از يك سنگ آب دارد . در سر آن چشمه ، نخلستانى و چند خانهء اعرابى هست . بعض ما يحتاج ، اعراب از قبيل گوشت و نان گذاشته به فروش مىرسانند . گوشت فروختنى اين منازل اغلب گوشت شتر مىشود . گوشت گوسفند زياد كم ديده شد . از مكه معظّمه تا اين منزل چهار ساعت راه است .
بيست و پنجم ذى حجة الحرام
از اين منزل چهار ساعت از روز [ راه ] رفته قافله حركت كرد . تمامى روز را تا دو ساعت به صبح مانده رانده ، در ثلث آخر شب در سر چاهى توقف شد . قطع نظر از آنكه ما بين اين دو منزل خيلى مسافت داشت [ و ] نصف راه در سنگلاخى [ بود ] هم راه را گم كرده ، بيراههء زياد رفتيم . بالاخره شترها از رفتار باز مانده در سر چند چاهى كه پرسنگلاخى بود فرود آمديم . اين چاه را بئر التفله گويند . چنان مشهور است كه حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - در يكى از اسفار خود به آب دهن مبارك خود به يكى از اين چاهها انداخته كه آنها عبارت