در ذكر احوالات بايسنقر ميرزا بن سلطان يعقوب
بعد از پدر به حكمرانى پرداخته ولى جمعى از امرا راضى نبودند . مسيح ميرزا بن حسن بيك را به پادشاهى برداشته در ميان عم و پسر برادر در حدود قراباغ جنگ درگرفت . بايسنقر غالب و جمعى از امرا و مسيح ميرزا به قتل رسيدند . بعد از آن محمود بن اغرلو محمد بن حسن بيك به امداد مسيح ميرزا رسيد . بعد از مقاتله دستگير و خفهاش نمودند . هنوز استراحت نكرده بود كه رستم بيك بن مقصود بيك بن حسن بيك رايت مخالفت افراخته با جمعى از تراكمه همدست شده امراى بايسنقر ميرزا را به خود رام كرده بر لشكر بايسنقر ميرزا شكست دادند . بايسنقر ميرزا دوباره به امداد شروان شاه قصد رستم بيك نموده ، رستم بيك بنا بر استصواب امرا اولاد سلطان حيدر را از حبس بيرون كرده سلطان على ميرزا را كه ارشد اولاد سلطان حيدر بود به جنگ سلطان بايسنقر روانه كرد . قبل از تلاقى فريقين سلطان بايسنقر گريخته به شروان رفت و بار ديگر تجهيز انتقام نموده به طرف آذربايجان آمد . رستم بيك به امداد سلطان على ميرزاى صفوى او را گرفته مقتول كرد . اين فقره در سال [ هشتصد و ] نود و هشت ( 898 ) اتفاق افتاد . مدت حكمرانيش بيست ماه كشيد . جنازهاش را آورده در جوار سلطان يعقوب نهادند .
در ذكر سلطنت رستم بيك بن مقصود بيك
بعد از قتل بايسنقر ميرزا با دبدبهء تمام بر او رنگ حكمرانى جلوس كرده در همان سال از سلطان على ميرزاى صفوى متوهم شده در ميان اردبيل و تبريز او را به سراى آخرت فرستاد و در آسودگى تمام [ 99 ] مشغول حكمرانى شد تا در سال نهصد و سه ( 903 ) از بىوفائى امرا در دست احمد پاشا مقتول شده به قصاص حقيقى رسيد . مدت سلطنتش پنج سال و شش ماه كشيد . در كنار اولاد حسن بيك مدفون گرديد .