از نژاد تولى خان بود به پادشاهى برداشتند . او به جاى تاج و كمر ، كلاه و نمد استعمال مىكرد و مىگفت : درخور مردان اين است .
از وقايعى كه در زمان او اتفاق افتاده اين بود كه پادشاه ازبكان را كه زمان ارتحال سلطان ابو سعيد به دربند آمده بود و بعضى بلاد آذربايجان را مسخر كرده بود بيرون كرد و دختر اولجايتو را به مزاوجت خود درآورد . و على شاه كه يكى از امراى ديار بكرى بود بنا بر اغواى دلشاد خاتون - حرم سلطان ابو سعيد - كه از ارپا خان [ بد ] دل و به سلطنتش راضى نبود تمكين پادشاهى وى نكرد تا كار به محاربه انجاميد . ارپا خان شكست خورده در هشت فرسخى تبريز گرفتار لشكر امير على شاه شده مقتول گرديد . موسى خان چون به مسند حكومت نشست جنازهء او را حكم نمود آورده در غازانيه دفن [ 89 ] نمودند .
مدت سلطنت او پنج ماه گرديد .
در بيان احوالات موسى خان
وى از نسل هولاگو خان است . بعد از ارپا خان ، على شاه او را در تبريز ، خان كرده و خود زمام كارها را به دست گرفت و امير جمال الدين « 1 » حاجى بن تاج الدين را وزير كرد .
چون اختيار امور در دست او نبود و به امرا كار [ ارجاع ] نمىكرد از او كناره كردند . از آن جمله شيخ حسن ايلكانى ، محمد خان نامى را از اولاد هولاگو خان سلطان خوانده با موسى خان و امير على شاه جنگ كرده على شاه مقتول و موسى خان دستگير شده به حكم محمد خان مقتول و در تبريز مدفون گرديد . مدت سلطنت آن شهريار چند ماه كشيد و بجز نام از سلطنت حقى نداشت .
در ذكر سلطنت محمد خان
چنانكه نوشتيم از اولاد هولاگو خان بود . شيخ حسن ايلكانى او را سلطان خواند .
موسى خان را هلاك كرده در تمشيت امور ملك تصرف نمود . مدت هفت هشت ماه
هامش
( 1 ) . متن : « جلال الدين » .