خان دو نفر سلطنت نمودهاند : يكى گيخاتو خان سه سال و هفت ماه و ديگرى بايدو خان هفت سال و نه ماه ، پس مىتوانيم گفت يا اين تفسير از شخص ديگرى است به نام خواجه رشيد الدين يا از خود قاضى است به نام شمس الدين محمد جوينى كه در زمان ارغون خان به قتل رسيده . در تاريخ وفات قاضى هم سهو كرده در سال هفتصد و هشتاد و پنج ( 785 ) نوشتهاند و حال آنكه صد سال تمام اختلاف نمودهاند . غريبه اين است كه خودشان معاصر ارغون خان دانستهاند . وفات ارغون خان سه سال بعد از وفات قاضى در ششصد و هشتاد و هفت ( 687 ) هجرى بوده است .
ذكر احوال مولانا شجاع الدين كربالى - عليه الرحمة « 1 » -
آن بزرگوار از ناحيهء كربال از مضافات شيراز است . وى مريد همام الدين كربالى و از خلفاى شاه ابرار « 2 » است . شرح كاملى بر گلشن راز نوشته . مشهور است كه جامى چون از سفر مكه به تبريز آمد با مير مخدوم لاله صحبت مىدارد و از وى گلشن رازى كه صحيح باشد طلب مىنمايد و اراده داشته كه شرحى بر او بنويسد . مىپرسد كه آيا هيچكس بر گلشن شرح نوشته يا نه ؟ مىگويند بلى ! مولانا شجاع الدين شرح خوبى بر گلشن نوشته .
شرح را كه ملاحظه مىكند مىپسندد و تحسين بسيار مىكند و ترك نوشتن شرح مىكند .
صاحب رياض الابرار آورده كه آن حضرت به هر جور مجالس نهيه مىرفت و مطلبش از اين رفتن ارشاد بود كه عامل آن عمل را به راه مستقيم دلالت فرمايد .
راقم الحروف مىگويد بسيار اتفاق افتاده كه بزرگان اين سلسله در لباس اهل ضلال پا به دايرهء انها نهاده اعمال ايشان را در لباس قبح [ 88 ] كه دارد به خود ايشان جلوهگر كرده از آن كار بازدارند . دليل اين مطلب فقرهء شمس الدين تبريزى است و قمار باختن او با فرنگىزاده . تبيين اين مقال آنكه چون نوبت ثانيه مولانا شمس تبريزى به قونيه رسيد باز موالى مولانا بنياد حسد نهادند و زبان تقبيح و غيبت نسبت به شمس الدين گشادند .
هامش
( 1 ) . روضات الجنان ، ص 331 ؛ روضة الاطهار ، ص 137 .
( 2 ) . يعنى مير قاسم انوار .