تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منظر الأولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١

ذكر احوال ناصر الدين قاضى بيضاوى - عليه الرحمة « 1 » -

اسم مباركش عبد الله . در مبادى حال از دار العلم شيراز به دار السلطنهء تبريز به طلب قضاوت فارس به خدمت سلطان ارغون خان بن اباقا خان مىآيد . هرچه مىخواهد با سلطان ملاقات نمايد ميسر نمىشود . لاعلاج شده به ملازمت سيد بزرگوار خواجه محمد كججانى رفته از خواجه التماس مىكند كه از پادشاه طلب مطلب وى نمايد . خواجه ملتمس وى را قبول فرموده مىفرمايد كه پادشاه گاهى [ 77 ] از شبهاى جمعه و ليالى آدينه به صحبت ما مىآيد ان شاء الله به عرض مىرسانم . شب جمعه كه پادشاه به خانقاه مىآيد قاضى بيضاوى نيز خود را مىرساند . خواجه قاضى را چون در اضطراب مىبيند به پادشاه مىگويد كه از شما التماس مىكنم كه يك محل سجاده در جهنم به اين شخص كرامت فرمائيد . سلطان از استماع اين مطلب متحير شده خواجه مىگويد يعنى سجادهء قضاوت فارس را براى او مىخواهم . پادشاه مىفرمايد امر از شما است ، دادم . چون قاضى سخن خواجه را مىشنود عجب حالتى در خود مشاهده كرده از فارس و از قضاوتش گذشته دست ارادت به دامن خواجه زده در خدمت آن بزرگوار فتوحات عالى وى را ميسر شده صاحب مراتب عالى مىگردد . مشهور است كه روزى نصير الدين و الملة خواجه محمد طوسى - رحمه الله - وضع تمام و تكريم ما لا كلام نسبت به قاضى نمود چنان‌كه حضار متحير و متعجب شدند . خواجه فرمود كه من مدتها در خاطر داشتم كه اين تخلق از من نسبت به شخصى ظهور خواهد كرد ، هرچند ملاحظه كردم از اين فاضل‌تر و بدين تخلق مستحق‌تر نيافتم . وفات قاضى در سال ششصد و هشتاد و پنج ( 685 ) هجرى سال چهارم از سلطنت ارغون خان واقع شده و اينكه بعضى از تواريخيون نسبت تفسير نوشتن به نام خواجه رشيد الدين و به خدمت خواجه افضل كاشى رفتن و حك نام وزير رشيد الدين از فهرست او به قاضى دادن غريبه به نظر مىآيد زيرا كه ابتداى وزارت خواجه از سلطنت سلطان غازان خان بوده و قاضى در زمان ارغون خان درگذشته . ميان غازان خان و ارغون
هامش
( 1 ) . روضات الجنان ، ص 315 ؛ روضة الاطهار ، ص 134 .