و آبى است . يكرشته قنات دارد كه محصول و صيفى آن را مشروب مىسازد . سكنهء اين قريه پانزده خانوار است .
چارقويه :
از مزارع هشون بلوك اقطاع كرمان است .
چاركش :
قريهاى است از قراى قاينات قديم النسق . از آب قنات مشروب مىشود . هوايش ييلاق است . قليلى رعيت دارد .
چارك :
قريهاى است از قراى توابع بلوك لارستان فارس در كنار بحر العجم « 2 » واقع و جزء بنادر محسوب مىشود . اهالى آنجا و اكثر لارستان سنى شافعى مذهب مىباشند .
چاركنار :
قصبهاى است در نهفرسخى كابل در سمت شمال . اين شهر جوانب اربعهء او واسع و در يكفرسخى آن كوه بزرگى واقع است . دامن آن كوه گشاده و در آنجا ارغوانزارى است كه طول آن يك فرسخ است و عرض نيمفرسخ . در فصل بهار كمال صفا و طراوت را دارد و نظير آن در هيچجا ديده نشده . آب و هواى اين قصبه به خوبى معروف و ييلاق است يك هزار باب خانه دارد و مرحوم رضا قلى خان امير الشعراء روح الله روحه گويد :
شده از ارغوان دگر گلزار * ارغوانزار شهر چار كنار
چارگنبد :
از قراى كوهستان سيرجان است . بعضى از ايلات در مزارع اين قريه ييلاق مىنمايند . شاه شجاع بعد از ملاقات با كلو مير حسين به فتح و فيروزى اميدوار شده عزيمت شيراز نمود و در چارگنبد نزول كرد و از اينجا به طرف مقصود راند .
چاركيف :
از مزارع چارگنبد سيرجان است .
هامش
( 2 ) - بحر العجم همان خليج فارس است .