تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 1933

مساهمون:

ص١٩٣٣

چارلنگ :

از مزارع اقطاع بلوك كرمان است .

چارمان :

در استيلاى عرب بر عجم و فرار يزدجرد بن شهريار به رى ، به او نامى از اهل طبرستان از اولاد ملوك عجم كه ملتزم ركاب يزدجرد بود مرخصى حاصل نموده كه به طبرستان رفته آتشكدهء آنجا را زيارت نمايد و بعد از ورود قشون عرب به مملكت رى و انقلاباتى كه در ايران اتفاق افتاد اهالى طبرستان به او را پادشاه خود نمودند و او چارمان را كه معرب به شارمان مىشود پايتخت خود قرار داد . بعد از پانزده سال سلطنت ، ولاش نام او را به ضرب خشتى كه به شانهء او فروكوفت بكشت و خود سلطنت طبرستان را تصاحب كرد . و نيز چارمان اسم يكى از دهات طبرستان بوده چنان‌كه در تاريخ ظهير الدين مسطور است .

چارمحال :

از مضافات اصفهان و چهار ناحيه است معروف به محال اربعه و شرح هر ناحيه از قرار ذيل است :

ناحيه رار

حدود اين ناحيه : جنوبى به شيراز ، شمالى به فريدون ، شرقى به اصفهان ، غربى به ميزدج .

قراى ناحيهء رار

قريهء چالشتر :

قلعهء آجرى كه بيست و دو برج دارد و هر دهنهء برجى را هشتاد ذرع فاصله با يكديگر از بناهاى مرحوم حاجى محمد رضا خان و در آنجا ابنيهء عاليه و عمارتهاى بسيار خوب است كه زياده از سى هزار تومان مخارج عمارات شده . بالفعل دويست خانوار جمعيت آنجا است . يك رشته قنات دارد كه دو سنگ آسيا كه عبارت از هشت سنگ ميرابى باشد آب از آن جارى است و هرسال صد خروار زمين بذرافشان اراضى را مشروب مىكند . حمام و مسجد بسيار خوب دارد . سه دانگ قريهء مزبوره متعلق به خانبابا خان و سه دانگ متعلق به منسوبان او . گويند اين اوقات خرابى به هم رسانيده . تيمچه و بازارچه و دكاكين و آسيا هم دارد . جنابان ملا هاشم و ملا كريم فضلاى آنجا مردمان بافضل و ديانتى هستند . امامت و