روايات در ولايات ، بد و نيك كه در مجلس گذرد به قلم گرفته به دست معتمدان داده روانهء بارگاه معلى گرداند كه بر جميع اوضاع نواب همايون ما را اطلاع حاصل شود و مهمانى آن ايالتپناه بدين دستور كه طعام و حلاوه و شيره « 7 » و ميوه سههزار طبق كشيده باشد شود و يراق ضرورى مذكور بدين طريق سربهراه نمايد : اول پنجاه چادر و بيست سايبان و چادر بزرگ آلاتپه كه به جهت خاصه ترتيب كرده عرض نموده بود با دوازده زوج قالى دوازده ذرعى « 8 » و دهذرعى و هفت زوج قالى پنج ذرعى و نه قطار مايه و دويست و پنجاه طبق چينى بزرگ و كوچك و ديگر اطباق و ديگهاى تمامى با سرپوش سفيد قلعى كرده پاكيزه داشته باشد [ با دو قطار استر كه ] « 9 » در مهمانى خود پيشكش نمايد . و امراى مذكور را امر شده كه مهمانى نمايند بر اين دستور كه طعام و حلاوه و پالوده يكهزار و پانصد طبق بكشند و سه اسب و يك قطار شتر كه آن ايالتپناه آن را ديده و پسنديده باشد پيشكش نمايند و حاكم غوريان و فوشنج و كوسو در ولايت خود مهمانى نمايند و حاكم باخرز در جام مهمانى نمايد و حاكم خاف و ترشيز و زاوه و محولات در محال سراى فرهاد گرد « 10 » كه پنج فرسنگى مشهد است مهمانى نمايد » . انتهى .
در سنهء هزار و دويست و هفتاد و سه هجرى ، عساكر ظفر مآثر اعليحضرت شاهنشاه جمجاه صاحبقران ناصر الدين شاه خلد الله ملكه و سلطانه به سردارى نواب و الا حسام السلطنه سلطان مراد ميرزا عم فرخنده شيم شهريارى مأمور تسخير هرات كه يكى از شهرهاى خراسان و ملك طلق دولت عليهء ايران محسوب مىشود گرديدند و روز جمعهء غرهء ربيع الاول سنهء مذكور وارد شهر هرات شده روز ديگر در چارباغ ، نواب و الا حسام - السلطنه بار عام داده علما و اعيان و اشراف هرات و سران سپاه اردوى نواب معظم در آن بار عام حاضر شده بعد از اداى خطبه به نام مبارك شاهنشاه ظل الله دام ملكه از اشرفىهائى كه در دار السلطنهء هرات به نام نامى
هامش
( 7 ) - سينى با پايهء كوتاه كه غذاى يك يا چند نفر روى آن چيده مىشد .
( 8 ) - متن : پنج ذرعى .
( 9 ) - نسخه : و قطار استرده تقوز .
( 10 ) - متن : فرهاد خورد .