يكصد و سى خانوار و مالدار هستند . گاو و گوسفند و شترهاى بارى خوب دارند . زراعت هم مىكنند .
چهاربلاغ :
از قراى محال بزينه رود زنجان . قديم النسق ملكى عميد الملك .
هوايش ييلاق . زراعتش غلهء ديمى و آبى . يك رشته قنات دارد كه خراب است و چهار چشمه كه به همين جهت موسوم به چهار بلاغ شده . چه بلاغ در تركى به معنى چشمه است و زراعت اين قريه با آب اين چشمهها مشروب مىشود . پانزده خانوار سكنه دارد .
چهاربيد :
اسم قلعهاى است در بجنورد . زراعتش آبى ، هوايش ييلاق ، آبش از چشمه . پانزده خانوار سكنه دارد .
چهارچشمه :
مزرعهاى است از تويسركان . جديد البناء از متعلقات گاوكران كه اين آبادى زير آن اتفاق افتاده . آب در آنجا كم است و همهء آن ساحت ديمكار مىباشند . در اينجا از شكاف كمرى به قدر يك لولهء آفتابه آب جارى بود و اين آب از چهار سوراخ بيرون مىآمد لهذا اصطخرى بسته اسم او را چهار چشمه گذاشته و چند زوج گاو زراعت داير نمودهاند و در زير اصطخر چهار جريب باغ عمل آوردهاند .
چهارچنار :
از قراى اربابى استراباد است . آبش از قنات مىباشد .
چهاردانگه :
از قراى بلوك سرحد فارس است .
چهاردانگ :
از قراى محال نرماشير است . يكصد و چهل و دو خانوار سكنه دارد .
چهارده :
از قراى استراباد است . خالصهء ديوان و آبش از سه رشته قنات . سكنهء آن چهارصد و چهل و دو نفر مىباشند .