خاتمه مشتمل بر چند مقاله :
اولى :
در بيان شرايط استحقاق دارندگان نشانهاى مباركه است و چون سلسلهء سلاطين با تمكين به واسطهء عظمشان و جلالت قدر دخلى به ساير ناس ندارند و ايشان خود مالك منع و اعطا هستند ، كسى را نمىرسد كه در حق ايشان سخن گويد . همينقدر كه ارادهء يكى از ايشان به اهداى نشان خود به پادشاهى تاجدار قرار گرفت كافى خواهد بود . اما سايرين :
پس شرط اعطاى نشان اقدس در داخلهء دولت به يكى از وزراى عظام آن است كه آن وزير بعد از آنكه به علاوه خدمات مختصى به واسطهء يك تدبير بزرگى نيز در دايرهء متعلقه به خود خدمت نمايانى به دولت نمايد كه از آن خدمت ترقى و فزايش شايسته نسبت به حالت دولت حاصل آيد و درنظر اقدس همايون و امناى دولت محسوسا واضح و آشكار شود كه اين تدبير وسعت و پيشرفت امور دولت را زياده بر آنچه بود باعث افزونى شد . دراين صورت آن وزير استحقاق حقيقى براى اعطاى آن نشان خواهد داشت و امتيازات آن در ضمن مقالهء چهارم بيان خواهد شد . و در خارجه آن است كه آن وزير دولت خارج نيز شرايط مقرره را ظاهر سازد اعم از آنكه آن شرايط نسبت به دولت متبوعهء او كه دوست اين دولت است باشد يا نسبت به اين دولت عليه باشد بهطورى كه فوايد عمده برآن مترتب آيد . دراين صورت مىتوان اين نشان جليل الشأن را به تصديق سفراى اين دولت عليه برآن وزير نيكخواه عطا و عنايت نموده .
مقالهء ثانيه :
شرط اعطاى نشان قدس به يكى از سرداران بزرگ آن است كه در مقام لشكركشى و جنگ با دشمن منشأ فتح بزرگ فوق العاده براى دولت متبوعهء خود باشد مشروط براينكه درجات نشانها را كه در قانون نظام مقرر است مشروحا بعد از فتوحات و خدمات نمايان حائز و نايل شده باشد . دراين صورت نظر به ظهور فتح نمايان و طى مراتب نشانهاى نظامى مستحق اعطاى اين نشان جليل خواهد بود . در حق حكام و ولاة بزرگ آن است كه به علاوهء اداى تكاليف عاديهء حكومتى اعم از اداى منال ديوانى و سرپرستى آحاد و افراد ناس كه بهدست اختيار او سپرده