تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
مؤلف گويد اكنون كه چنين شهرى وجود ندارد يحتمل چون قرمسين كه شهر قديم كرمانشاه بوده خراب شده و شهرى كه حالا برقرار است تازه ساخته شده آزرميدخت همين شهر بوده . و الله اعلم .

ازم [ مع - مر ] :

ناحيه‌اى است از شيراز . آبهاى گوارا دارد . هوايش سازگار است . جمعى از فضلا منسوب به اين ناحيه‌اند . و ازم ايضا منزلى است ميانهء سوق الاهواز و رامهرمز .

ازن [ مع - مر ] :

قلعه‌اى است در كوههاى همدان . گويا از ناو از ناوه هم بنويسند « 81 » .

ازواره [ مع - مر ] « 82 » :

شهر كوچكى است از اصفهان واقع در دشت . ابو نصر احمد بن على الازوارى منسوب به اين شهر است و اين شخص شيخى بوده جليل القدر مدتى رياست همين شهر را به‌طور كفايت نموده است و بيشتر اوقات خود را در شهر اصفهان گذرانيده است .

ازه [ مع - مر ] :

يكى از بلاد فارس است .

اسبار [ مع - مر ] :

قريه‌اى است در حوالى دروازهء جى از محلات قديم شهر اصفهان كه آن را اسبارويس نيز گويند .

اسپهبد [ مع - مر ]

و بيشتر به صاد اين كلمه نوشته مىشود . اسمى است مخصوص حكمرانان طبرستان مثل اين‌كه كسرى اسم مخصوص سلاطين عجم و قيصر ، مخصوص ملوك روم است . يك ناحيه از طبرستان را به اين اسم ناميده‌اند . شايد به جهت انتساب به حكمرانان به اين نام ناميده شده باشد .
هامش
( 81 ) - امروزه « ازنا » خوانده مىشود بر كنار خط آهن جنوب . ( 82 ) - همان‌كه امروز زواره خوانده مىشود ( ر ك نزهة القلوب كه بناى آن را منسوب به زواره برادر رستم مىداند ) .
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 58 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى