و رياحين و باغ و حياض (
f 9 a
) و انهار و رياض و ازهار « 1 » ، بر آب سيحون كه آن را مهران گويند . و اين شهر با نزهت را رائى « 2 » بود كه نام وى سيهرس بن ساهسى « 3 » راى « 4 » بود با خزائن وافر و دفائن متوافر « 5 » ، عدل او « 6 » در عالم منتشر و سخاوت او در جهان مشتهر حدود ممالك و مسالك او از جانب شرقى « 7 » تا حدّ كشمير ، و از طرف غربى تا حدّ مكران ، و از جنوبى تا لب آب درياى محيط و ديبل « 8 » ، و از شمالى تا كوه كردان و ( از ) كيكانان . و در ممالك خود چهار ملك را نصب كرده بود : يكى را به برهمن آباد « 9 » ، و از حصار نيرون و ديبل و لوهانه « 10 » لاكهه و سمّه و دريا در اهتمام ( ص 14 ) او فرموده ؛ و دوم را بقصبهء سيوستان و بودهيه « 11 » و جنكان « 12 » و كوه پايه [ و ] رو جهان « 13 » تا حد مكران در عهدهء او كرده « 14 » ؛ و سيوم را در حصار اسكلنده « 15 » و باتيه « 16 » كه تلواره و چچ پور « 17 » مىخوانند و مضافات آن تا حدود ديوهنور « 18 » در ضبط او فرمود ؛ [ و ] چهارم را بقصبه معظم ملتان و سكه « 19 » و برهمپور « 20 » و كرور « 21 » و اشهار و كنبه « 22 » تا حد كشمير به تصرف « 23 » او باز گذاشت . و خود بدار الملك ارور بنشست ، و كردان و كيكانان و برهاس « 24 » در تحت فرمان خود داشت « 25 » . و هر يكى را از ملوك خود در استعداد حرب و
هامش
( 1 ) ب س : اشجار
( 2 ) ما قراءة ب را اختيار كردهايم ، ساير نسخ : پادشاهى .
( 3 ) ك : سَهْسى راى ؛ و نسخه پ در همه مواضع « شاهسى » دارد .
( 4 ) ك م : شاهى
( 5 ) ب س : متكاثر
( 6 ) م ندارد : او
( 7 ) س : مشرق
( 8 ) ب : ديول ؛ و ليكن ما هجاى عربىاش را ثبت كردهايم .
( 9 ) ب ك : برهمنا باد
( 10 ) ب اينجا حرف « و » دارد ، اما در جاى ديگر واضح كرده است كه لوهانه اسم مركب است براى لاكهه و سمّه .
( 11 ) م : بودهپور
( 12 ) س : چنگان ؛ ك : بودهه چنگان
( 13 ) ب : رونجيان ؛ پ : رونجان ؛ ك : رونجهان
( 14 ) س : بود
( 15 ) پ ك : اسكنده ؛ ب : اسيكند
( 16 ) ب : بانيه ؛ پ :
باتبه ؛ ك : بابيه ؛ م : مايبر
( 17 ) ك : ججبو
( 18 ) ب : از حد . . . . . و هنود ؛ ك : تا حد ديو و هنور ؛ م : بودهپور
( 19 ) ب ح ك : سكو ؛ پ : سكر
( 20 ) ب ح : بر معصور ؛ م :
بدهپور
( 21 ) ب ح : كدو ؛ ك : كدور
( 22 ) ب ح : كنينه ؛ ق : كيه ؛ پ ك : كينه
( 23 ) پ :
در تحت تصرف ؛ م : در تحت
( 24 ) م : بنرهاس ؛ ق : برهماس
( 25 ) م : بازگذاشت