از مصالح ملك برهمناباد « 1 » و استحكام مهمّات شرقى و غربى و سواد و نواحى بپرداخت ، روز پنجشنبه سيّوم ماه محرّم سنه اربع و تسعين « 2 » منزل فرمود و بموضعى نزول كرد كه آن را منهل « 3 » گويند از حوالى ساوندى « 4 » .
و آبگيرى با نزهت و مرغزارى با طراوت كه آن را دنده و كربهاء « 5 » گويند ، بر ساحل « 6 » آن دنده منزل كرد . و اهل آن نواحى همه سمنيان و بدگان « 7 » و تجّار بودند . جمله بمطاوعت پيش آمدند . محمّد قاسم همه را امان داد بر حكم مثال حجاج ، و فرمود تا به وطن خود مرفّه و آسوده باشند ، و مال خود را بوقت بخزانه برسانند . و مال بر ايشان قرار داد ، و دو نفر از ايشان در ميان ايشان رئيس كرد : يكى سمنى بَوَادُ « 8 » نام و ديگر بديهى به من دهول « 9 » . و در ان ناحيت روستائى جتّ بودند ، همه سر در ربقه طاعت آوردند . همه را بر حكم مثال حجّاج از بأس ايمن گردانيد . و آن معنى در قلم آورد .
و چون مجارى آن امور حجاج را معلوم شد ، جواب فرمود كه حكم مشاهده است « 10 » ، هر كه اهل ( ص 181 ) حرب باشد بكشند ، و الّا پسران و دختران ايشان بر سبيل گروگانى حبس كن و موقوف دار . و آن كس كه مطاوعت را شايد ، و آب صفا در جوى و ناى (
f 111 b
) او جارى باشد ايشان را امان دهد ، و اموال در ذمّهء ايشان مقرر كند . و صنّاع و تجّار را سبك بار تر دارد و از هر كه داند كه در عمارت و زراعت جدّ بليغ نمايد ، از مال قانون همه را مواسا و مدارا « 11 » كند . و هر كه بعزّ اسلام مشرّف گردد ، از مال و زراعت ايشان عشرى بطلبد . و هر كه « 12 » بر كيش خود باشد « 13 » ، از
هامش
( 1 ) ب س : بابن واه
( 2 ) ب افزايد : يعنى نود و چهار
( 3 ) ب ح : مسهل ؛ س ك :
مستهل
( 4 ) پ : سارندى سمه
( 5 ) پ : ديدهء دكربهاء ؛ ح : و كريها
( 6 ) پ ح س ك :
ساطر
( 7 ) ب پ ح ك : بهزمان ؛ س : بهزنان ؛ م : لدكان
( 8 ) پ : بران ؛ ك : بوار
( 9 ) پ : مائى زن داهر : ك : بدهى
( 10 ) س : مرا هست
( 11 ) پ : مدد
( 12 ) ب س ك م : آنچه
( 13 ) پ : خوداند