در كارهاى بزرگ و بىدماغى و انزواطلبى مىباشد ، و چشم بىحالت اگر از بيمارى و ضعف و كمخونى نباشد دليل فريبندگى و حقبجانبى و اينكه صاحب چنين چشمى خواهان آنكه مردم او را شخصى ديندار ، پرهيزكار و قابل اعتماد بدانند و مخاطب بايد خود را از مكر و اغواى او برحذر بدارد . شخص زل كه مستقيما چشم به چشم طرف دوخته نافذ نگاه مىكند صداقت و درستى او را گواهى داده و اينكه در گفتار و كردار خود اعتماد و اطمينان كامل داشته رفتارش كم خدشه و خلل مىباشد .
چشم تيز كه در نگاه كردن كمى تنگ شده مستقيم نگاه كند از طرفى تسلط به نفس و كارآمدى و كاربردى و از طرفى آمريت را مىرساند و اينكه قدرت فرماندهى در چنين كسى زيادتر از فرمانبرى و اطاعت مىباشد و چشم گشاد كه بيرون از حد كه نگاه كند پررويى و بىپروايى و عدم ادب و حيا و اينكه بايد از چنين كسى در گفتگو و شوخى و سخن طريق احتياط سپرده بيم وقاحت او را مريى بدارد و چشم پائين افتاده كه هنگام سخن معمولا به زير افتاده كمتر به چشم طرف نگاه مىكند . شرم و حيا و عاطفه و ادب و تربيت و انسانيت و مردمدارى و بىآزارى و صداقت و صفات پسنديده را در او گواهى مىدهد و اينكه صاحب آن از جنگ و جدال و لجاج و عناد بشدت فرارى بوده تا پاى گذشتن از حق خود طالب مسالمت مىباشد و بنا به مثل معروف ( حرف حرف تو شر بخوابد ) و قابل اعتمادترين چشمها مىباشد .
همچنين چشم شكسته ( خمار ) نشانه شخص قابل اعتماد و از طرفى غمازى و عشوهگرى و از سويى تسليم و رضا و اينكه صاحب چنين چشمى كمتر بر سر گفتار و عقايد خود پافشار و لجوج مىباشد و از اينرو داراى دوستان فراوان بوده ، در همسرى ممتاز و از جنبهء عشق دوست داشتنى و در دلبرى و غنج و دلال حركاتش همراه با ظرافت و رعايت حرمت و وقار مىباشد . چشم نيمهلا كه پلكهاى بالا قسمتى از مردمك ديدگان را پوشيده باشد علامت دقت و تيزبينى و عاقبت
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 596
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٥٩٦