تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 594

مساهمون:

ص٥٩٤
داشته ، شكوه‌اى كرده از چشم نموده ، چه از خويش و چه از معشوق و مخاطب ، از آنجا كه چشم بوده كه او را بدام افكنده برايش موجب آفت و بلا گرديده :
به چشمان سيه كردى هزاران رخنه در دينم * بيا كز چشم بيمارت هزاران درد برچينم
يا اين شكايت :
ز دست ديده و دل هردو فرياد * كه هرچه ديده بيند دل كند ياد
و اول ديده بوده كه بلاى دل شده است و اول عضوى كه اولين بار با آن برخورد مىشود چشمان طرف توجه بوده و قسمتى است از اندام كه با بىزبانى گوياى هزار مطلب مىباشد .
ميان ما و تو يك تلگراف بىسيميست * كه سيم و كات و مس و استوانه لازم نيست
پس با اين تفصيل دقت در ديدگان از ضروريات كار قيافه‌شناس مىباشد . از آنجا كه حتى مردم عامى عادى براى پى بردن به احوال و مكنونات مردم نگاه به چشمانشان مىكنند . چشم درشت : چشم درشت علامت هوش و درايت و سعى و پشتكار و استعداد يادگيرى است و هرچه اين درشتى زيادتر باشد ، در حدى كه از زيبايى نگذرد در قوت‌تر به اين صفات و اگر از اندازه زيادتر شود كه از كاسهء چشم بيرون زده باشد ( چشم دريده ) علامت جلفى و وقاحت و حيزى و دريدگى و بىحيايى و گاهى حماقت و حيله‌گرى در امور شهوى و جنسى و دروغ و بىپروايى و مخصوصا چشم بيرون‌زده مطلوب نمىباشد . چشم ريز : چشم ريز تنگ نشانه دنائت و پستى طبع و خست و كوچك‌بينى ( از تنگى چشم فيل معلوم شد - آنان كه غنىترند محتاج‌ترند ) اما مآل‌انديشى و عاقبت‌نگرى و اينكه صاحب چشم‌تنگ را اگرچه امكان توفيق در كارهاى بزرگ و رسيدن به ثروت سرشار و مقامات عاليه را كمتر مىباشد . ليكن تهيدستى و فقر و درماندگى